عبد الجليل قزوينى رازى
355
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
رسول كردند از مهاجر و انصار كه روز احد با خير المرسلين همين معامله كردند و گر چه رافضى نبودند ؛ رسول را در مصاف مجروح بگذاشتند افتاده ، بو سفيان غالب آمده ، همه بگريختند چنان كه يكى بنماند امّا آنها را كه با رسول آن كردند هيچ نشايد گفتن كه جمهور بزرگ و صدر اوّل بودند امّا اينها كه با حسن على اين كردند ايشان را لعنت شايد كردن كه رافضيان بودند ، رسول مجروح در مصاف افتاده تنها ؛ همه بگريختند چنان كه قرآن خبر داده است : تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ « 1 » اجماع است كه الّا علىّ مرتضى بنمانده بود ؛ و بهرى گفتند : سهل حنيف انصارى هم نرفته بود ، و در حقّ اين رافضيان كه از حسن بن على برگشتند هيچ آيتى نازل نشد امّا در حقّ آنها كه رسول را بر آن حال بگذاشتند و بگريختند اين آيت آمد كه : وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ( الآية ) « 2 » پس خواجهء نوسنّى آنها را كه از حسن برگشتند رافضى مىخواند ندانم كه آنها را كه از مصطفى برگشتند چه مىخواند ؟ ! كه آخر نه محمّد به از حسن بود « 3 » ، امّا زبان نگاه بايد داشتن كه ايشان صدر اوّل و جمهور اعظماند ، و بعوض ايشان هم رافضيان را لعنت مىكردن كه باكى نباشد . امّا آنچه بر مختار بو عبيد « 4 » ثقفى رحمة اللّه عليه تشنيع زده است كه « عمّ خود را گفت : بيا تا سرش ببريم و بمعاويه فرستيم » عجب نباشد از قائلى و ناقلى كه دعوى علم تواريخ كند و اين مايه نداند كه مختار را امير المؤمنين در روزگار طفوليّت دعا كرده باشد و ثنا گفته و بنصرت وعده داده و بصحّت قول آن معصوم ، او صدهزار خارجى و باغى را از اعداء آل و اولاد مصطفى بكشته ، و رخت سعادت بجنّت
--> ( 1 ) - از آيهء 246 سورهء مباركهء بقره است ليكن آيه دربارهء بنى اسرائيل است و همچنين نظير اين تعبير است در همان سوره اين عبارت شريفه « ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ » و اين نيز در حق بنى - اسرائيل است ( رجوع شود بآيهء 83 ) پس گويا مصنف ( ره ) قضيهء واقعه در احد را كه در خارج با اين آيه منطبق است در ذهن خود تصور كرده كه در اين غزوه بوده است . ( 2 ) - آيهء 16 سورهء مباركهء أنفال ، و ذيل آن اينست : « وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » . ( 3 ) - ع : « كه آخر نه محمد و نه حسن » . ( 4 ) - همهء نسخ : « بو عبيده » و تصحيح قياسى است .