عبد الجليل قزوينى رازى

353

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

مقرر كنيم ، امروز دگر باره گوئيم : اختيار و اجماع نيست ؛ امامت بشورى است ؟ ! و چندانكه روز حكمين على را مىگفتند ده چندان روز بيعت شورى عمر را مىگفتند ، امّا ما روا نداريم كه زبان و قلم بر چنان الفاظ بجنبانيم كه مصنّف در حقّ امير المؤمنين اجرا كرده است ، و گر چه اين قوم عمر را زيادت از آن مىگفتند كه ايشان على را گفتند . پس اگر انكار مهاجر و انصار عمر را در بيعت شورى خللى نكند ، انكار اهل حكمين فضل و منقبت على را زيانى « 1 » ندارد ، اين را بر آن « 2 » قياس مىكند تا فايدت حاصل مىآيد . و آنچه گفته است كه : « على بزرگتر امامى بود بنزديك روافض و او را هم ايشان بكشتند در نوزدهم ماه رمضان ، نه بو بكرش كشت نه عمر نه عثمان نه طلحه نه زبير » كذلك عمر خطّاب بزرگتر امامى است بنزديك خواجه ، و او را بو لؤلؤ فروزى « 3 » بكشت نهم روز از ماه ربيع الأوّل ، « 4 » و او را نه على كشت و نه حسن و نه حسين ، نه سلمان نه بو ذر ، نه ما نه پدران ما . و اما آنچه گفته است : « نه طلحه‌اش كشت نه زبير » دگر باره به حساب كورتر است اين دو شخص بيامدند تا او را بكشتند امّا ظفر نيافتند و كشته شدند ، و گر دست يافتندى تقصير نكردندى تا عذر ايشان بارى نخواهد . اين است جواب معارضات اين كلمات كه ايراد افتاد تا هركس كه بوجه برخواند مقصود از آن بداند . و مستحقّ لعنت و مذمّت آنكه هست خود هست بعداوت على و آل على ؛ و لا يحبّك الّا مؤمن تقىّ و لا يبغضك الّا منافق شقىّ « 5 » ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و چون بهنگام حسن بود روافض تير بر رانش زدند ،

--> ( 1 ) - ع : « زيادتى » . ( 2 ) - ح د : « اين را بدان » . ( 3 ) - ع ب ث ح : « فرذرى » و اين همان كلمه است كه اندكى پيش بتكرار گذشت و تحقيق آن بر خوانندگان محول شد . ( 4 ) - براى تحقيق دربارهء تاريخ قتل عمر رجوع شود بتعليقهء 143 . ( 5 ) - مكرّر اشاره شد كه اين حديث از احاديث معروف قطعى الصدور و مسلم الورود از خاتم الانبياء ( ص ) است و در كتب فريقين بأسانيد صحيحه و معتبره ياد شده است و معنىاش نزديك به آنست كه فردوسى گفته : « نباشد بجز بىپدر دشمنش * كه يزدان بسوزد به آتش تنش »