عبد الجليل قزوينى رازى

329

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

كردن ؛ كرده است ، و آنجا كه حرب و خصومت بايست كردن ؛ كرده است ، و شبهتى بنماند در كار امير المؤمنين با قول رسول عليه السّلام كه او گفته باشد : « يا علىّ حربك حربى و سلمك سلمى » تا هركس بانصاف تأمّل كند فايدت تمام بياود « 1 » . اما آنچه درين فصل گفته است كه : « چون كار با وى افتاد » نمىدانم كه به حق با وى افتاد يا بباطل ؛ اگر به حق با وى افتاد طلب خون عثمان از وى كردن باطل باشد ، و اهل جمل و صفّين همه مبطل باشند ، و گر خود على مبطل بود دگر باره اجماع حجّت نباشد و او خود امامت را بنشايد كه خصومت عايشه و معاويه كرده باشد تا درين كلمات انديشه كند خواجه تا چه لازم آيد و السّلام . آنگه گفته است : « و گر بعد از رسول خلافت على را بودى با بو بكر همان كردى كه با معاويه ، كه بنزديك تو بو بكر همان و معاويه همان ، و اتباع بو بكر و معاويه يكىاند ، بلكه معاويه به همه چيز از بو بكر بيشتر بود هم بسپاه ، و هم بقبيله هم بمال ، و هم به نسبت ، و هم بجوانى ، و چنان كه با اصحاب جمل كرد كه بيك روز بيست هزار از آن أفاضل « 2 » النّاس كشته آمدند ، و چون طلحه و زبير كشته آمدند اين همه از بهر حقّ خود ، بايستى كه آن روز با بو بكر و عمر و عثمان همين حرب بر آراستى و حقّ خود از دست بندادى ؛ خصوصا كه نصّ بود از قبل خداى و رسول ، اين روز همان على بود بلكه آن روز قويتر بود كه بو بكر بخلافت بنشست زيرا كه على جوانتر بود و بعهد رسول نزديكتر بودند ، و هرچه در حقّ على رسول گفته بود بنصوصيّت و عصمت او ؛ همهء صحابه را در بن گوش « 3 » و پيش ديده بودى ، و تا سى سال برآمد بسى كارها فراموش شده بود » ، اما جواب اين كلمات كه بايستى كه با بو بكر و عمر همان كردى كه با معاويه

--> ( 1 ) - ث م ب ح د : « فايدهء تمام بيابد » . ( 2 ) - ع م ث ب : « از آن فاضل » ح د : « افاضل » ( بدون « از » ) . ( 3 ) - در برهان گفته : « بن گوش بضمّ اوّل و كسر ثانى معروف است كه زير نرمهء گوش باشد و كنايه از اطاعت و انقياد و صدق و ادب تمام بود و سخن شنيدن را نيز گويند » و مراد در اينجا آنست كه در مرأى و مسمع ايشان بود به جهت قرب عهد ايشان به زمان پيغمبر اكرم ( ص ) .