عبد الجليل قزوينى رازى
287
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
امّا آنچه گفته است كه : « پيش از قيامت يزيد و زياد « 1 » و خوارج باززنده « 2 » كنند و بكشند « 3 » » اصلى ندارد « 4 » و از جملهء خرافات و ترّهات باشد و با اصول راست نيست بلكه بقيامت زنده شوند و جزاء اعمال بد خود بستانند و با فرعون و قارون ابد در عقوبت دوزخ « 5 » بمانند امّا اين معنى « 6 » قياس بايستى كردن با آن خبر بدروغ كه ناصبيان مجبّر از منصور عمّار روايت كردهاند كه راهبى گفت : هر شبى مرغى بزرگ بكنار درياى عمان آيد و بو لؤلؤه « 7 » را از حلق برآرد و زنده شود و بمنقارش پاره پاره كند و بخايد و تا بقيامت هرشب چنين باشد كه او كشندهء عمر است « 8 » . پس حسين بن على بهتر است از عمر ، و بو لؤلؤ « 9 » بهتر است از كشندهء حسين ، اگر آن رواست اين روا بايد داشتن ، و گر نه دست از هردو بداشتن ، و عقوبت عصاة را حوالت بقيامت كردن تا موافق عقل و شرع باشد كه كار دين و شريعت بدست مجبّران نيست تا چنان كه مىخواهند مىگردانند ، و الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . * آنگه گفته است : « و گويند : جعفر صادق را پرسيدند كه بترين « 10 » قوم كدام باشند ؟ - او گفت : سه كس باشند ؛ آن كس كه دعوى خدايى كرده باشد و خدا يكى است ، و آن كس كه دعوى نبوّت كرده باشد بدروغ چون مسيلمهء كذّاب و غير وى ، و آن كس كه دعوى امامت كرده باشد چون بو بكر و عمر و غير ايشان از ديگر امامان ؛ الى يومنا هذا » .
--> ( 1 ) - م ب ح د : « از يزيد و ابن زياد » پس بنابر دو نسخهء « ع ث » كه متن مطابق آنهاست مراد از « زياد » پسر او « عبيد اللّه » است بنابر اطلاق اسم پدر و ارادهء پسر كه در زمان مصنف ( ره ) بسيار متداول بوده است . ( 2 ) - ع : « بازنده » ث ب م : « و خوارج را زنده » . ( 3 ) - ح د : « زنده شوند و جزاى عمل بد خويش بكشند » . ( 4 ) - پوشيده نماند كه مصنف ( ره ) در چند جا از همين كتاب بحقانيت رجعت تصريح كرده است پس مرادش از اين كلام آنست كه رجعت اين اشخاص بخصوصهم در اخبار بحدّ تواتر نرسيده است در هرصورت انكار رجوع بدنياى اين نامبردگان بخصوص دليل بر انكار رجعت بر سبيل اطلاق نيست زيرا عبارت مصنف ( ره ) اينست : « و ما به حمد اللّه انكار نميكنيم كه چون مهدى ( ع ) خروج كند و عيسى ( ع ) نزول كند بارى تعالى بدعاى ايشان جماعتى از هرامتى زنده كند چنان كه بيان كرده است و گفته : « يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ ( « الاية » تا آخر كلام او ) » ( رجوع شود به ص 271 ) . ( 5 ) - ث : « تا ابد » ح د : « ابدا در دوزخ » . ( 6 ) - ح د : « اين خبر » . ( 7 ) - م ب ح د : « و بو لؤلؤ » ( 8 ) - براى بحث در پيرامون اين روايت رجوع شود بتعليقهء 117 . ( 9 ) - كذا در همهء نسخ ( بدون تاء در آخر ) . ( 10 ) - ث ب م ح د : « بدترين » .