عبد الجليل قزوينى رازى
270
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بر سر كار خوداند پس اگر نه مهدى و أتباع او باشند آيت بىفايده باشد . آنگه گفت : وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ، و بدل كند « 1 » ايشان را از پس خوف و ترس ايشان ايمنى ، و اتّفاق است كه فريقين ايمن و مرفّهاند كه خليفه و سلطان از ايشانند و اين طايفه و مهدى عليه السّلام خائفاند از اعدا ، و آيت را بضرورت فايدهاى بايد . آنگه گفت : يَعْبُدُونَنِي ؛ همهء جهان مرا عبادت كنند ، لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ، و انباز نگيرند با من هيچ ، و اين معنى در عهد عمر و على و تا اين روزگار نبوده است كه همهء جهان خداى را عبادت كردند و شرك نياوردند « 2 » پس در آخر الزّمان باشد در عهد خروج مهدى و نزول عيسى چنان كه در تفاسير اصحاب الحديث و شيعت مذكور و مسطور است پس مذهب و اعتقاد شيعت معلوم است در سبب نزول آيت ، و خروج مهدى و نزول عيسى اجماع شيعت و اجماع سنّت [ است ] و بانكار و مخالفت نوسنّيان انتقالى و مجبّران لا يبالى مذهب درست باطل و زايل نباشد وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و همچنين در تأويل اين آيت ميگويد : قالوا : رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ « 3 » ؛ بار خدايا ما را دو بار بميرانيدى و دو بار باز زنده « 4 » گردانيدى ، اين آن وقت گويند كه رجعت باشد و مهدى خروج كند و قومى را زنده كنند « 5 » » . اما جواب اين شبهت آنست كه اين مصنّف اگر دعوى مذهب شافعى مىكند بايد كه سؤال گور را بدين سر « 6 » منكر نباشد تا او را در تفسير اين آيت شبهتى بنماند كه دو بار زندگى باشد و دو بار مردگى باشد ، و يا خود بايد كه دست از مذهب و سؤال گور بدارد و آيت را بر رجعت بر شيعت انكار مىكند ، و ما به حمد اللّه انكار
--> ( 1 ) - ع ث م ب : « كنند » . ( 2 ) - ح : « خداى را عبادت كنند و شرك نياورده باشند » . ( 3 ) - آيهء 11 سورهء مباركهء مؤمن - غافر . ( 4 ) - ع : « بازنده » م ث ب ح د : « زنده » . ( 5 ) - م ب ح : « كند » . ( 6 ) - كذا در نسخ ع ث م ب ليكن ح ندارد و گمان ميكنم كه محرف « سراى » باشد و يا بمعنى طرف و جانب باشد كه « سر » به اين معنى آمده است .