عبد الجليل قزوينى رازى
253
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
سنّى را در آن شبهتى بنماند « 1 » و آن چنان بود كه در عهد اوّل اسلام عمر پيش رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه شيطان مرا در نماز وسوسه مىكند و من پناه دادم با سايهء تو بدين كه : التجأت « 2 » الى ظلّك من وسوسته ، رسول عليه السّلام گفت « 3 » : چون چنين است : انّ الشّيطان ليفرّ من ظلّ عمر ، تا خبر راست باشد و شيطان در سايهء « 4 » مصطفى گريخته باشد و عمر در پناه شهنشاه « 5 » باشد و خواجه سنّى از خبر و تأويلش نه آگاه « 6 » ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و در جواب مسائل علىّ أبو القمران استرآبادى معتزلى رشيد عبد الجليل رازى رافضى گفته است در جواب مسائلى كه معتزله را با روافض خلاف است ، و در اثبات امامت معتزله را با ما موافقت باشد و با رافضى خلاف باشد و على بو القمران خبرى با اسناد بياورده است چنان كه رافضى آن را انكار نتوان كردن « 7 » كه : جعفر صادق را پرسيدند كه : چگويى در بو بكر و عمر ؟ گفت : « كانا و اللّه امامين سيّدين كبيرين ؛ أنار اللّه قبرهما » و اين قول جعفر است امّا تأويلش اين است كه از « امامين » آن امامان خواست كه : « فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ « 8 » » و دگر جاى : « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ « 9 » » و از « سيّدين كبيرين » اين جماعت را كه : « إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا « 10 » » و « أنار اللّه قبرهما » ازين « نور » : « نار » خواسته است « 11 » » . امّا جواب اين فصل بىأصل و سخن نادرست و بهتان بىبرهان اوّلا حكايتى
--> ( 1 ) - ح د : « نماند » . ( 2 ) - ع ث ب م : « ألجأت » و شايد صحيح اين چهار نسخه « لجأت » بوده است بدون همزه زيرا « ألجأت » درست نميتواند بود مگر بصيغهء مجهول تا معنى چنين باشد كه من ملجأ و مضطرّ شدم بسايهء تو ، در صورتى كه در « لجأت » معنى آنست كه من پناهنده شدم و « التجأت » نيز به همين معنى است و نزديكتر به صورت كلمات نسخ نامبرده است . ( 3 ) - ث م ب : « فرمود » . ( 4 ) - م ح د : « از سايه » و بطور قطع غلط است . ( 5 ) - ب م : « شاهنشاه » . ( 6 ) - براى تحقيق در اين حديث رجوع شود بتعليقهء 112 . ( 7 ) - م ب : « نتواند كردن » ح د : « نتواند كرد » . ( 8 ) - از آيهء 12 سورهء مباركهء توبه ( منتها لفظ « قاتلوا » بفاء تفريع است در اوّل آن ) . ( 9 ) - صدر آيهء 41 سورهء مباركهء قصص . ( 10 ) - از آيهء 67 سورهء مباركهء احزاب . ( 11 ) - براى تحقيق در اين حديث رجوع شود بتعليقهء 113 .