عبد الجليل قزوينى رازى
237
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
باشد همان اجرا كنند كافر و ضالّ نگويند ؛ مخطى گويند ، تا اين را با آن قياس مىكند و زبان طعن بريده مىدارد . و عجبتر اينست كه خواجه سنّى بلقب همهء شاعيان عالم را رافضى خواند و كافر داند و طمع دارد كه ايشان او را مؤمن دانند و مسلمان خوانند و اين تمنّاى محال است كه گويند : وقتى ناصبيى مجبّر قاضى بو تراب بن رؤبة « 1 » القزوينى را گفت : خواجه ما شما را كافر دانيم ، شيخ جواب داد كه : اى مرد از آبه تا بساوه هم چندان راه است كه از ساوه تا بآبه يعنى چنان كه دانى هستى نه زيادت نه نقصان . و يكى از فقها كه خواجه آورده است از مجتهدان احمد حنبل است كه بعداوت امير المؤمنين تظاهر كرده است تا علىّ بن حشرم روايت كرده است كه : در محفل احمد حنبل فضايل امير المؤمنين مىگفتم فضربونى و طردونى ؛ مرا بزدند و براندند « 2 » ، و سبب عداوت احمد حنبل با أمير المؤمنين آن بود كه جدّش را ذو الثّديّة « 3 » در غزات نهروان كشته بود . پس اگر شيعه مجتهدان را كه اعداء على مرتضى باشند دوست ندارند و در آن موافقت خداى و رسول و جبريل « 4 » كرده باشند پندارم كه بر ايشان ملامتى نباشد كه مذهب شيعهء اماميّهء اصوليّه اين است كه هر كس كه خداى را عادل نداند ، و انبيا را معصوم ، و مصطفى را پاكزاده ، و انكار
--> ( 1 ) - فيومى در مصباح المنير گفته : « الرؤبة بالهمزة قطعة يشعب بها الاناء و بها سمى » و در منتهى الارب گفته : « رؤبة بالضمّ كفشير و چوب پاره كه بدان پيوند كنند برخنور شكسته ، رئاب جمع ، و قيل : به سمى رؤبة بن الحجاج بن رؤبة » و اينكه اين لغوى در اين وجه تسميه « قيل » گفته اشاره بخلافى است كه برخى از لغويان « رؤبة » را مأخوذ از « روب » دانستهاند يعنى همزه را مقلوب از واو و كلمه را مأخوذ از معتلّ العين واوى دانستهاند طالب تفصيل بكتب لغت مفصله رجوع كند . ( 2 ) - براى تحقيق اين مطلب رجوع شود بتعليقهء 104 . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « ثديه كسمية [ يعنى بضم ثاء و فتح دال و ياء مشددهء مفتوحه و بتاء منقوطه در آخر ] چيزى كه در آن فارسان پى و پر و مانند آن گذارند ، و ذو الثديه لقب جرقوص بن زهير است كه مهتر خوارج بوده ، يا به اين معنى ذو اليديه بياء تحتانى است ، و لقب عمرو بن ودّ قتيل على بن أبى طالب - كرّم اللّه وجهه - است » . ( 4 ) - جبريل بكسر جيم بر وزن قنديل لغتى است در جبرئيل .