عبد الجليل قزوينى رازى
233
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه بخلاف اينست كه ياد كرده است . و اگرچه در سنّت و جماعت بزرگان از همهء طبقات بودهاند ما آن را خلاف نكنيم كه دولت بخشيده « 1 » است و دنيا و نعمت آن بر عموم است بوجه مصلحت هركسى را نصيبى و بهرهاى « 2 » باشد و تلك الأيّام نداولها بين النّاس « 3 » ، نحن قسمنا بينهم معيشتهم فى الحيوة الدّنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات « 4 » . و چون ما بيان كرديم كه شيعه را هم در دين و هم در دنيا قدرى و منزلتى بوده است بدلالات و حجّت ، مصنّف مجبّر مىبايد كه بحقيقت بداند كه مجبّران را نه در دنيا محلّى هست و نه در قيامت منزلتى و قدرى كه چون خدا را ظالم دانند و انبيا را نامعصوم ، و ايمان عاريت ، و بر اعمال اوميد « 5 » جزا و ثواب نه ، و معرفت را حوالت بقول پيغمبر ، پس به دو جهان خاسر و خائب و بىقدر و بىمنزلت باشند « 6 » با چنين مذهب بد و اعتقاد بد ، و گوئى اين آيت « 7 » در حقّ « 8 » مجبّران منزل است : خسر الدّنيا و الآخرة ذلك هو الخسران المبين « 9 » تا خواجه بداند كه درين طايفه بزرگان بودهاند و حساب تنها نكند تا كج نيايد ، و بقاضى تنها نرود تا خوشدل با خانه برود « 10 » . و اگر در ذكر اين اسامى تقديم و تأخيرى رفته است نقصان نكند و خوانندگان معذور دارند كه ترتيب در چنين نقل واجب نباشد و ميسّر نشود ، و مقصود ما درين [ كتاب ] جواب شبههء قائل است و مقصود همهء خوانندگان حاصل است ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
--> ( 1 ) - يعنى قسمت شده و پهن شده بهمهء فرق و اصناف از آدميان و در سابق ( ص 33 ) تفصيلى در اين باب گذشت . ( 2 ) - ع ث : « هر كس را نصيب و بهره » . ( 3 ) - از آيهء 140 سورهء مباركهء آل عمران . ( 4 ) - از آيهء 32 سورهء مباركهء زخرف . ( 5 ) - كذا صريحا در نسخهء قديم و در ساير نسخ : « اميد » بىآنكه واوى بعد از همزه باشد . ( 6 ) - ع ث : « باشد » . ( 7 ) - ث ب : « و ذكر آن آيت » . ( 8 ) - ع ث : « نه در حق » . ( 9 ) - ذيل آيهء 11 سورهء مباركهء حج . ( 10 ) - ث : « رود » ح د ندارند .