عبد الجليل قزوينى رازى
216
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و مروانيان فروگشود ؛ هم شيعى و معتقد بوده است . و جستان كه بر ملك خود « 1 » از رى ببغداد رفت شيعى بوده است . و شهرياران و ملوك مازندران * « 2 » و امير سپاهسالار ضياء الدّين زنگى جشمى « 3 » معتقد و عالم و مجاهد و متعصّب و مستبصر و أسلاف او - رحمة اللّه عليهم - * خلفا عن سلف چون قارن « 4 » ، و شهريار ، و گرد بازو ، و اصفهبد على - رحمة اللّه عليهم و على أسلافهم - نه همه شيعى و معتقد و مستبصر بودهاند ! ؟ و خاندان صدقة و دبيس « 5 » و مهلهل « 6 » ؛ و معلوم است تغلّب و قدرت ايشان در فرماندهى و حكم ، و پيوند ايشان با سلاطين آل سلجوق و خاندان ديالمان عراق چون دسان « 7 » و منوچهريان . و سرخاب آبه با شوكت و قدرت او ، و خاندان علاء - الدّولهء يزد و اسلاف ايشان ، و ديلمان آبه و ساوه و قزوين . و اصپهبدان نوقان ، و ملوك ديلمان در بلاد و ديار قهستان همه شيعيان و مجاهدان راه حقّ از فرزندان سيف ذى يزن كه بشارت داد عبد المطّلب را بنبوّت مصطفى پيش از بعثت به چند سال ، و مانند اين جماعت كه بذكر همه نتوان رسيد ؛ چه سلاطين و جهانبانان ، و چه ملوك و جهانداران ، و چه كوتوالان و سپهسالاران در عرب و عجم همه شيعى و امامتى « 8 » ، و اميران حرمين مكّه و مدينه كه بودهاند و هستند . و اگر شبهه در وزرا و اصحاب قلم است « 9 » هم بودهاند بزرگان معتبر و وزيران مشتهر چون علىّ بن يقطين كه وزير هارون بود ، و فضل بن سهل ذو الرّياستين
--> ( 1 ) - م ح د : « از ملك خود » . ( 2 ) - ح د عبارت ميان دو ستاره را ندارند . ( 3 ) - نسخ ع ث م ب : « حشمى » ( بحاء حطى مهمله ) ح د نيز ندارند چنان كه گفتيم پس تصحيح قياسى است . ( 4 ) - ث م ب : « فنادن » ح : « قارون » . ( 5 ) - دبيس بر وزن زبير است . ( 6 ) - مهلهل بصيغهء اسم فاعل از اعلام عرب است در اقرب الموارد گفته است : « المهلهل اسم فاعل و أخو كليب وائل لانه اوّل من ارق الشعر » و در منتهى الارب گفته : « مهلهل للفاعل لقب عدى كه شاعرى است ، يا لقب ربيعه ، لقب لانه اوّل من أرق الشعر ، او بقوله : لما توغل فى الكراع هجيتهم » . ( 7 ) - ع ب : « حنيتان » م : « دبيثان » ح د : « كئيان » ث : « دينتان » . ( 8 ) - ث ب م ح د : « امامى » . ( 9 ) - براى ملاحظهء ترجمه و شرح حال وزرا و اصحاب قلم مذكور رجوع شود بتعليقهء 96 .