عبد الجليل قزوينى رازى

205

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و خيال در ادراك محال گشت ، روباه بر كنار « 1 » به همه دهن گوشت فربه مىخورد گرگ دولت برگشته به زبان تضرّع روباه را مىگويد : اى برادر فريادم رس كه بجان بر خطرم « 2 » روباه گفت : جان مىكن ديرست كه ترا همين درخور است « 3 » كه گفته‌اند : طلب الفائت شؤم « 4 » گرگ هلاك شد و روباه سر بسلامت افتاد . كذلك همچنين « 5 » افتاده است كار اين مصنّف رافضى بدهء سنّى شده كه گرسنهء لقمهء حق بده است در به دو بيابان تكليف سرگردان ، مردار رفض بر كنار دريا بديدهء تقليد بديده است و بدان مغرور شده ناگاه روباه شبهت بيامده است و در گرداب تيه خيال جبر به دو نموده اين بگذاشته و از آن خود بهره برنداشته است تا بضرورت گويد : اكنون كه بدست ما نه آن ماند و نه اين * چون كافر درويش نه دنيا و نه دين مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ « 6 » . اگر بو حنيفه بزرگ است ترا چه . . . ! و اگر شافعى بلند است ترا چه . . . ! ثبّت العرش ثمّ انقش عليه « 7 » و خوش گفته‌اند كه : گرسنه در خواب همه خورشهاى لذيذ خورد ، و تشنه همه آبهاى صافى و سرد آشامد ، و چون بيدار شود گرسنه‌تر

--> ( 1 ) - م ح د : « بر كنار دريا » . ( 2 ) - ح د : « بجان درمانده‌ام » . ( 3 ) - « كه ترا همين درخور است » فقط در سه نسخهء « م ، ح ، د » است . ( 4 ) - از سياق كلام صريحا برميآيد كه مثل است و در كتب امثال عربى در نظر ندارم كه ديده باشم ليكن ميرخواند در روضة - الصفاء در شرح حال خواجه نظام الملك ( ج 4 چاپ بمبئى ؛ ص 87 ؛ سطر 2 ) نقلا عن نظام الملك گفته : « و دير است كه گفته‌اند : الفائت لا يدرك » پس مثل بعبارت متن و يا بتبديل « شوم » بكلمهء « لا يدرك » در آن زمانها متداول بوده است و شايد در كتب ديگر نيز به اين دو تعبير يا بعبارت ديگر نيز به كار رفته باشد . ( 5 ) - « كذلك همچنين » صريح عبارت دو نسخهء « ع ح » است ليكن نسخهء « م » « كذلك همچنان » ث ب : « كه مرهم چنان » و اين نوع تعبير در كلام مصنف ( ره ) فراوان ديده مىشود كه معنى عبارت عربى را بعبارت فارسى بياورد مثلا ميگويد : « حتى تا » و نظائر آن نيز مكرّر در مكرّر در موارد عديدهء كتاب به نظر ميرسد و « كذلك همچنين » نيز از آن قبيل است . ( 6 ) - صدر آيهء 143 سورهء مباركهء نساء . ( 7 ) - از امثال بسيار معروف سائر بر السنه است .