عبد الجليل قزوينى رازى
186
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
قد و ربّى اسكنت « 1 » جنّة عدن * و عفا ذو الجلال عن سيّئاتى أبشروا أولياء آل علىّ * و توالوا علىّ « 2 » حتّى الممات و عاقل داند كه قائل اين سخن متّهم نباشد و الّا مؤمن و معتقد و مستبصر نباشد ، و اشعار او كه دلالت است بر نجات او بىنهايت است ، و ما را اين قدر براى دفع اين شبهت كفايت است ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . امّا آنچه گفته است كه : « هيچ مفسّر و مقرى و زاهد و عالم اختيار مذهب رفض نكردهاند » . و از مذهب بد خود فراموش كرده است كه آدمى قادر نباشد كه اختيار مذهب كند و اختيار مذهب هر « 3 » طايفه خدا كند ، و اعتقادهاى صحيح و سقيم خداى آفريند در دلها ، كه مالك الملك است ، ايمان آدم فعل خداى باشد ، و كفر ابليس فعل خداى باشد ، و سعادت موسى و شقاوت فرعون را حوالت بخداى باشد ، و در ذرّهء اوّليّه « 4 » نمرود كافر بوده باشد « 5 » و ابراهيم مؤمن ، و كفر بو جهل و ايمان مصطفى را بديشان تعلّقى نباشد و به اختيار ايشان نباشد ، پس بضرورت يا دست ازين مذهب نگونسار بىحاصل ببايد داشتن و حوالت اختيار مذاهب بمكلّفان كردن ، و اگر نه خطا ناگفتن و نانوشتن كه : « هرگز هيچ عالم و زاهد اختيار مذهب رفض نكرده است » كه بنده مخيّر و فاعل نيست على زعمه . امّا بو سهل نوبختى و ابراهيم نوبختى شيعيان معتقد معتمد بودهاند و در ايمان ايشان خلافى نيست و نكردهاند اصحاب تواريخ ، و بو الخطّاب و مغيره و بيان
--> ( 1 ) - در ساير كتب : « دخلت » و آن بهتر است . ( 2 ) - در أعيان الشيعه بجاى « على » : « الوصى » ذكر كرده و شايد آن أقرب بصواب باشد زيرا بنابر ساير نسخ كه مانند متن است بايد گفت كه منصرف شده است و اگرچه آن در شعر جايز است چنان كه ابن مالك گفته : « و لا ضطرار او تناسب صرف * ذو المنع و المصروف قد لا ينصرف » ( 3 ) - ث م ب : « و اختيار مذهب اين » ( 4 ) - ب م : « در روز اوّل » ح د : « و در ازل » و مراد از همهء اين تعبيرات عالم ذرّ است كه ظاهر آيهء مباركهء « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » و اخبار بسيار بر آن دلالت مىكند . ( 5 ) - ب م : « كافر بوده » ح د : « كافر باشد » .