عبد الجليل قزوينى رازى
179
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
همهء مسلمانان است حنفى « 1 » و شفعوى و زيدى و معتزلى ، مذهب و اعتقاد شيعهء اصوليان اينست درين مسأله ، و اگر مخالفى « 2 » بتعصّب ، غير اين حوالتى كند هيچ متوجّه نشود بر شيعه ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و در قرآن هرآيتى كه بسببى ديگر انزله « 3 » بوده است بهواى خود با نام على كنند چنان كه آنجا كه مىگويد : وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا « 4 » ، تفسيرش كنند كه پيغمبران پيشين را بامّتان پيشين فرستاديم بپرس ايشان را كه من ايشان را بدان فرستادم تا مبشّر « 5 » شوند بولايت و امامت على و فرزندانش ، و رسول خدا تهاون مىكرد و امامت على پنهان ميداشت تا در روز غدير خمّ آيت بتهديد آمد كه : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ « 6 » فى علىّ « 7 » تا بضرورت او را بر پالانها برد « 8 » » . امّا جواب اين كلمات آنست كه هرآيت كه نه در حقّ على باشد بر وى بستن بدعت و تهمت و ضلالت باشد و اين حوالتى بىاصل است مانند ديگر حوالات كه كرده است و هرعاقل عالم كه در آخر اين آيت نظر كند او را معلوم شود كذّابى و بىامانتى اين مصنف مجبّر كه بارى تعالى گويد : وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا ، بپرس اى محمّد از آن گروه كه ما ايشان را فرستاديم پيش از تو از رسولان ، و مبهم فرونگذاشت تا كسى تأويل كند در حقّ على ، مصرّح بگفت : أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ « 9 » كه آيا نكرديم بالف استفهام يعنى بكرديم جز از خداى خدايانى ؟ ! تا ايشان را پرستند . اينجا بامامت على و غير على چه لايق است ، و در معنى اين آيت محكم چه شبهت است كه آن را بتأويلى حاجت باشد ؟ !
--> ( 1 ) - م ح د : « از حنفى » . ( 2 ) - م : « مخالفين » . ( 3 ) - ح د : « منزل » . ( 4 ) - صدر آيهء 45 سورهء مباركهء زخرف . ( 5 ) - ث ح د م ب : « تا مقرّ شوند » . ( 6 ) - صدر آيهء 67 سورهء مباركهء مائده . ( 7 ) - « فى علىّ » در قرآن مجيد نيست و در جواب مصنف ( ره ) تصريح به آن مىشود . ( 8 ) - ح : « بر سر پالان برد » . ( 9 ) - ذيل آيهء 45 سورهء مباركهء زخرف .