عبد الجليل قزوينى رازى
162
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
همهء كتب و آيات امر و نهى و وعد و وعيد ، چون بارى تعالى عالم باشد و قضا رانده باشد و حكم كرده كه نمرود هرگز ايمان نيارد ؛ ابراهيم را عليه السّلام بوى فرستادن بىفايده و زخرف باشد ، و چون قضاى خداى چنان باشد كه فرعون بر كفر هلاك خواهد شدن ؛ فرستادن موسى بايد بيضا و قلب عصا خطا باشد ، و فرستادن مصطفى ببو جهل ، و بو لهب ، و وليد مغيرهء مخزومى ، و عاص وائل سهمى عبث و هرزه باشد كه خلاف قضاى خداى طمع داشتن زخرف و باطل باشد تا لازم باشد كه چون قضا چنان است كه خلافت بنى عبّاس را باشد تا بوقت نزول عيسى ؛ در باقر و صادق دعوى كردن باطل و زخرف باشد ، و هرعاقل عالم كه درين فصل تأمّل كند بطلان آن قول بىاصل بداند ، و امام آن باشد كه باشد اگر متصرّف باشد و اگر ممنوع ؛ چون شرايط امامت حاصل باشد در وى ، و هذه قصيرة عن طويلة . آنگه گفته است : « مگر خواجه رافضى « 1 » از باقر و صادق و زين العابدين « 2 » عليهم السّلام بهتر مىداند و او بديشان شايستهتر است كه ايشان به خود » . امّا جواب اين كلمات آنست كه : نه ؛ ايشان عالمتراند امّا اينان را طاعت ايشان واجب است و چنان كه اينان دعوى كنند ايشان كردهاند و ماننده است « 3 » آنچه بالزام آورده است بأحوال [ وى ] « 4 » كه پندارى از عهد خلافت بو بكر الى هذا اليوم در همهء اصحاب سنّت ازين مصنّف فاضلتر و عالمتر و متعصّبتر و مشفقتر كسى نبوده است كه كتابى بسازد و آن را « بعض فضائح الرّوافض » نام نهد پس فرامىنمايد كه او عالمتر و فاضلتر از همهء متقدّمان « 5 » و متأخّران است تا چندين تشنيع و دروغ و بهتان بعد از پانصد سال جمع كند و مسلمانان « 6 » را ملحد خواند و تهمت نهد و مگر خواجه از ابو بكر و عمر بهتر مىداند
--> ( 1 ) - ع ث ب م : « مگر خواجه رافضى را » . ( 2 ) - ح د : « از زين العابدين و باقر و صادق » . ( 3 ) - ح ج م : « اما چه ماننده است » . ( 4 ) - ع ث ب : « باحوالى » ح د : « در دعوى وى » . ( 5 ) - ع ث : « مقدمان » . ( 6 ) - ع : « و مسلمان » .