عبد الجليل قزوينى رازى
152
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اهل سنّت فضيلت و كرامات باشد ، و هرعاقل عالم كه درين يك فصل باستقصا تأمّل كند بداند كه اين مصنّف را با امير المؤمنين چه خصومت و عداوت است . . . ! ؟ و لا يحبّه الّا مؤمن تقىّ ، و لا يبغضه الّا منافق شقىّ « 1 » . آنگه گفته است : و چون خوارج با صلابت و سختى ايشان بر ولايات و ممالك غالب شدند مهلّب بن [ أبى ] صفرة و پسرش يزيد بن مهلّب با نه برادر دانى چه كردند ، و در خراسان عبد اللّه ابن خازم و قتيبة بن مسلم كه سمرقند استد ، و وكيع بن سوده ، و وليد بن عبد اللّه و جريج بن الحكم و أحنف بن قيس « 2 » و غيرهم رضوان اللّه عليهم چه كردند تا مشرق صافى شد و كلمهء اسلام عالى شد و كلمهء كفر نگون « 3 » شد » . امّا جواب آنست كه برين فصل انكارى نيست و اسامى اين مبارزان در تواريخ و آثار مشهور است امّا نمىدانم كه از آنچه ايشان كردند چه فايده است مصنّف را كه نه پدرانش بودند و نه بر مذهب و اعتقاد او بودند و نه با على و آل و فاطمه بغض و عداوتى داشتند خدايشان مكافات خير كناد بقيامت بهر چه كردند إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ « 4 » امّا چون جزا بر عمل نيست دريغا رنج و روزگار ايشان كه بحلسن أشعر بعد از آن بيامده است و گفته كه : مالك الملك اگر خواهد ايشان را بدوزخ فرستد و ببدل ايشان كفّار و گبركان را ببهشت برد تا هيچ فرقى نباشد از ميان مؤمن مجاهد مطيع و از ميان كافر معاند عاصى ، بكورى رافضيان قم و سارى « 5 »
--> ( 1 ) - از احاديث مسلّم در ميان خاصه و عامه است كه حاجت بشرح و بيان ندارد . ( 2 ) - براى ترجمهء حال و فتوحات اشخاص نامبرده بكتب سير و تواريخ و فتوحات اسلامى مراجعه كنند و ما نيز در ذيل همين عبارت در چاپ اوّل باندازهء كافى عبارات ايشان را نقل كردهايم ( رجوع شود بص 119 - 123 ) . ( 3 ) - ث : « تكفين » . ( 4 ) - ذيل آيهء 120 سورهء مباركهء توبه . ( 5 ) - ح د : « كورى خارجيان همدان و سارى » و چون نسخهء علّامهء قزوينى ( ره ) از روى همين نسخه استنساخ شده بوده و سارى از مساكن رافضيان و شيعيان بوده نه از مواطن ناصبيان و خارجيان در زير كلمهء « سارى » نوشته : « كذا و شايد صحيح ساوه » .