عبد الجليل قزوينى رازى

147

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

دلالت است بر حقّى مذهب مصنّف و مجبّران ، همهء عقلا و علما را معلوم است كه مكّه بهتر است از رى ، و كعبه بهتر است از هرمسجدى كه در عالم هست و همهء اصحاب فريقين كه آنجا رسيده‌اند ديده‌اند كه بر ديوار كعبه نوشته : لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ ولىّ اللّه ، نام على بولايت با شهادتين متّصل ؛ پس آن اولىتر كه دلالت حقّى مذهب شيعت اماميّه كند تا چون آن داند اين نيز داند و در جواب بخواند تا دلش تنگ نباشد بلكه حقّ و باطل نه برين طريق اثبات كنند ، اعرف الحقّ تعرف أهله « 1 » و جواب جنگ نباشد و مصنّف مسلمان شده مگر دلتنگ نباشد ، و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : خواجه احمد « 2 » خجندى - رحمة اللّه عليه - گفت : آن « 3 » ملحدان باطنى - عليهم لعائن اللّه - بارى مردى مىنمايند ، و قلاعى و ولايتى بدست فروگرفته‌اند ، و راهها مىزنند ، و دربارهء اعتقاد خود رجوليّتى مىنمايند ، رافضى بارى كيست . . . ! در شهرها با مال و ملك نشسته‌اند و فرمان دهند و همه بسعادت تركان حنفى و سنّى و بركات صلابت عمرى كه اين شهرها برأى سديد و هيبت مهيب او ستده‌اند بسعى اميران غازى چو « 4 » سعد وقّاص و خالد وليد و مثنّى حارثه و عكرمه و بو عبيدهء جرّاح و شرحبيل بن حسنه ، و نعمان و سويد بن مقرّن « 4 » كه منبر برى نهاد ، و بو موسى كه خوزستان و اصفهان بستد ، و عتّاب « 5 » بن ورقاء و عاصم بن عدىّ و غيرهم

--> ( 1 ) - مأخوذ از حديثى است كه امير المؤمنين عليه السلام بحارث اعور همدانى فرموده‌اند و نصّ عبارت حديث اين است : « انّ دين اللّه لا يعرف بالرّجال بل بآية الحقّ فاعرف الحقّ تعرف أهله ، يا حارث انّ الحقّ أحسن الحديث و الصادع به مجاهد » ( رجوع شود بأمالى مفيد ، طبع اوّل ، ص 3 ) . ( 2 ) - ع : « امذ » ح د كلمه را اصلا ندارند . ( 3 ) - ح د : « اين » . ( 4 ) - مقرّن بضمّ ميم و فتح قاف و كسر راء و بنون در آخر از اعلام رجال عرب است و پدر نعمان و سويد مذكور در كلام اين نام داشته است . ( 5 ) - عتّاب بفتح عين و تشديد تاء و بباء در آخر بر وزن شدّاد از اسماء اعلام است .