عبد الجليل قزوينى رازى
106
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
رسل و وجوب معرفت بعقل و نظر بذل ميكنند . و اگر انكار بمجلس رفتن اين جماعت از آنست كه گويند : مخالف است ؛ اين طريقه در هرطايفه باشد و كدام دوشنبه باشد كه در مجلس ما از ده « 1 » و بيست و پنجاه و پانصد منقبت خوان و عالم « 2 » و بازارى از حنفيان و شفعويان كمتر باشند و مىشنوند و بعضى مىنويسند و اين معنى ظاهر و شايع است و اگر بحقيقت درين فصل و جوابش بانصاف تأمّل « 3 » رود هيچ شبهتى بنماند . اوّلا « 4 » اگر عالم و گويندهء غريب كه در شهر آيد اگر نفاق نكند و بطمع سيم دنيا و مجاملهء خواجگان شيعى و اميد قبول بحضور « 5 » عوام و خواصّ شيعه در مذهب خود بمداهنه نكند ، و تعصّب سرد نكند ، و على را بر عمر فضيلت نهد ، و أهل - البيت را بر اصحاب ترجيح نهد ، لا بدّ شيعه مجلس او را مايل باشند ، و اگر مذهب خود روى راست بگويد بمجلس وى چندان شوند كه بمجلس مقيمان شهر ، تا معلوم شود كه مداهنه و نفاق و تقيّه و ريا و حبّ جاه و مال « 6 » بعالم خواجه عايدتر است كه بعوام شيعه ؛ تا نيك بداند اين معنى . دگر آنكه اگر مطربى و گويندهاى خوشآواز در شهرى آيد از بهر خوشى همهء طوايف روى بوى مىكنند « 7 » و مىشنوند خواجه آن بعيب نكند چون مذكّرى « 8 » مخالف شيعه درآيد كه سخن خوش گويد از براى طراوت و لطافت سخن ، و ميلى نكند در دين و اعتقاد ، ايشان را نقصانى نكند ، آنچه توحيد و عدل و عصمت انبيا و مناقب آل مصطفى باشد در جان و دل مىگيرند ، و آنچه بخلاف اين باشد التفات
--> ( 1 ) - ع ث ب م : « كمتر از ده » و چون در ذيل عبارت « كمتر » مىآيد بطور قطع در اينجا از طغيان قلم و اشتباه سر زده است . ( 2 ) - ع ث ب : « منقبت و عالم » ح د : « فقيه عالم » . ( 3 ) - ع ث ب : « تأويل » . ( 4 ) - ب م ، « و الّا » و گويا تعبير به « اوّلا » كه صريح ع ث ح د است براى توطئه و تمهيد جواب ديگر است كه در ذيل عبارت بعنوان « دگر آنكه » ميآيد . ( 5 ) - ث : « بر حضور » ب م : « در حضور » ح د : « و حضور » . ( 6 ) - ع ث : « جاه و منال » . ( 7 ) - ح د : « روى بوى نهند » . ( 8 ) - ع ث ب : « چون به ديگرى » .