عبد الجليل قزوينى رازى
76
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
آنگه گفته است : « و در عرب منجنيق كجا بود ؟ ! بارى تعالى مىگويد : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ « 1 » ، خود را بدست خود در تهلكه منهيد ، على بو طالب خلاف قول خدا و قرآن كرده باشد و يك مرد تنها چگونه ممكن باشد كه در قلعهاى رود كه در وى اند هزار آدمى باشد ؟ و وقعهء ذات السّلاسل خود معروف است كه امير آن سريّه عمر و بن العاص بود بفرمان رسول ، على آنجا كجا « 2 » بود ؟ » . امّا جواب اين واقعه در پيش گفته شد شرط اعاده نباشد « 3 » ، امّا معنى : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ، مگر بندانسته است كه تهلكه آنجا استعمال كنند كه بىفرمان خداى و رسول كنند و اگر از قرآن قصّهء موسى و هارون خوانده بودى كه دو شخص با اند « 4 » هزار آدمى برفتند و دعوت كردند ، و موسى تنها بچهل حاجب گاه در شد « 5 » كه هر جاى شيرى خفته بود و ده مرد ايستاده و تهلكه نبود ، و قصّهء لوط پيغامبر كه سالها در زمين مؤتفكات « 6 » چگونه دعوت مىكرد ، و هريك از انبيا را به اوّل حالت بعثت همين بوده است پس اگر على را خداى تعالى و رسول بقومى بسيار فرستند آن تهلكه نباشد تا اين آيه « 7 » از قرآن برخواند و از تفسير بداند . و در آنكه روز اوّل بسلاسل عمر و عاص رفت انكارى نيست و در كتب ما مذكور است ؛ امّا مخذول و نامظفّر بازگشت و به آخر امير المؤمنين برفت و مظفّر بازآمد
--> ( 1 ) - از آيهء 195 سورهء مباركهء بقره . ( 2 ) - ح د : « كه امير آن سريه عمرو بن العاص بفرمان رسول آنجا بود » ب م : « عمرو بن العاص بود بفرمان رسول بدانجا بود » ث : « على آنجا كى بود » . ( 3 ) - ح د : « اعاده نيكو نباشد » . ( 4 ) - م ح : « باند » . ( 5 ) - در آنندراج گفته : « در شدن بالفتح ( فارسى است ) اندرون شدن و داخل گرديدن » پس نظير در آمدن خواهد بود كه بمعنى داخل شدن است در نصاب الصبيان فراهى آمده : « تعلم بياموز و افهم بفهم * تكلم سخن گوى و ادخل درآى » و در لغتهاى فارسى و اشعار فصحا نيز بفراوانى به كار رفته است . ( 6 ) - در منتهى الارب گفته : « مؤتفكات شهرهائى كه برگردانيده شدند بر قوم لوط عليه السّلام » طالب تفصيل در تفاسير بتفسير كلمهء « المؤتفكات » كه در دو مورد از قرآن مجيد ياد شده است ( سورهء توبه آيهء 70 ، و سورهء الحاقة آيهء 9 ) مراجعه كند . ( 7 ) - ع ح : « مايه » .