عبد الجليل قزوينى رازى

مقدمهء مصحح 4

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

تهران و رى انداخت . در اين اوضاع و احوال بود كه مرحوم ميرزا محمّد خان قزوينى كه در پاريس بسر مىبرد از ديار فرنگ بطهران بازآمد لحمهء ادب سبب شد كه من به زيارت آن علّامهء عصر موفق شدم ، مشمول ألطاف و عنايات آن بزرگ مرد گرديدم ، در حلقهء ارادتمندان و مستفيدان قرار يافتم . در همين اوقات شنيدم كه نسخه‌اى از كتاب نقض در دسترس آن مرحوم است و ايشان در مقام تصحيح و طبع و نشر آن هستند ، روزى در محضر ادب‌پرور آن مرحوم بودم حكايت آرزومندى خود را بديدن آن كتاب باز گفتم و قصّهء شوق و علاقهء خويش را كه سالها حسرت ديدن و خواندن آن را در سر داشتم شرح دادم ، آن مرحوم پس از آنكه با حوصلهء تمام سخنان مرا گوش مىداد و با خوشروئى خوشحالى ادامهء داستان را تا پايان تأييد مىفرمود گفت : كتابى كه مطمح نظر شماست در تملّك ميرزا على اصغر خان حكمت است و در نزد خود اوست ، و چون قرار بود كه اين كتاب را من با يارى و همكارى آقاى ميرزا عبّاس خان اقبال تصحيح نموده و بچاپ برسانم نسخه‌اى از آن با اجازهء مالك مذكور براى مقابله رونويس شده است كه آن هم در نزد آقاى اقبال است ليكن اين امر بنا بپاره‌اى پيش‌آمدها و عوايق غير مترقّبه بنتيجه نرسيده و كار تصحيح همچنان معوّق و معلّق مانده است . اكنون كه شما به اين كتاب اين همه دلبستگى داريد خوب است كه اين امر تا آنجا كه كتاب در معرض استفادهء اشخاص قرار يابد بعهدهء خود شما موكول گردد . بعد بوسيلهء تلفن با مرحوم اقبال بگفتگو پرداخته و از وى خواستند تا رونويس كتاب را در اختيار من قرار بدهد . فرداى همان روز مرحوم اقبال رونويس نسخه را با مقدارى يادداشت كه براى تصحيح اين كتاب تهيه و آماده فرموده بود بنزد نگارنده آورد و فرمود كه : من نيز در كشف مبهمات و رفع مشكلات كتاب يار و مددكار شما هستم و با اين كلام مرا با عنايت و مساعدت بىدريغ خود مستظهر داشت ، من نيز بىدرنگ شروع به كار نموده و سرگرم مقابله و تصحيح كتاب شدم . در اثناى اين كار مرحوم جواد كماليان باتّفاق مسيو -