عبد الجليل قزوينى رازى

41

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

حسكا ، و ابو طالب بابويه ، و خواجه بو جعفر نيشابورى ، و قاضى ابو على طوسى ، و رشيد على زيرك قمى ، و خواجه امام ابو الفتوح عالم كه مصنّف بيست مجلّد است از تفسير قرآن و مؤلّف كتاب شرح شهاب نبوى كه همهء طوايف اسلام به نوشتن و خواندن آن راغبند ؛ و غير اينان از متقدّمان و متأخّران كه بذكر همه كتاب مطوّل شود كه همه مدرّس و متكلّم و فقيه و عالم و مقرى و مفسّر و متديّن بودند و اشارتى درين معنى كفايت است تا قائل و غير او از مجبّران كه اين كلمات بخوانند معلوم شود كه شيعه را هم مدرسه بوده است و هم مدرّس ، و هم فقيه و هم فقه بوده است ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : « و در روزگار سلطان سعيد ملكشاه قدّس اللّه روحه در رى چه استخفافها رفت بر رافضيان و همه [ را ] بر منبرها بردند كه : ايمان به يارى « 1 » » . امّا جواب اين كلمات آنست كه اين و جنس اين دلالت نقصان و بطلان مذهب نباشد چون جماعتى خصمان سعايتى كنند پيش سلطانى و او در آن حركتى كند ، و در همهء شهرها در عهود سلاطين مانند اين رفته باشد چنان كه در عهد ملوك ديالم‌برى بالا سكيان « 2 » و علماى مجبّران رفت ، و چنان كه در اصفهان در عهد محمودى با مشبّهان رفت و بهمدان در عهد سلطان مسعود رحمه اللّه ، و برى در عهد قشقر « 3 » و امير عبّاس كه اصحاب بو حنيفه را بمحفل پادشاه « 4 » حاضر كردند بكرّات كه بديدار خداى تعالى بگوئى ، و بنويسى « 5 » كه قرآن قديم است ؛ و ايشان امتناع ميكردند چون شيخ ابو الفتوح نصرآبادى و خواجه محمود « 6 » حدّاد حنيفى « 7 » و غير

--> ( 1 ) - ث : « نيارى » ح س : « و همه بر منبرها رفتند كه ايمان بياورند » و عبارت متن مطابق اصطلاح آن زمانست كه در بعضى كتب فعلا بوفور به نظر ميرسد و براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 31 . ( 2 ) - ح س : « لاسكنان » و براى تحقيق در كلمهء « لاسكيان » رجوع شود بتعليقهء 32 . ( 3 ) - ح س : « قسنقر » براى تحقيق در اين كلمه رجوع شود بتعليقهء 33 . ( 4 ) - ح س : « پادشاهان » . ( 5 ) - ع م ب : « بگوى و بنويسى » ث : « بگوى و بنوشتى » ح س : « بگويند و بنويسند » و متن مطابق اصطلاح قديم است كه مراد بمفرد مخاطب همانا جمع مخاطب است چنان كه در تعليقهء 31 بتفصيل ياد شد . ( 6 ) - ح س ، « و خواجه محمد » . ( 7 ) - ح س ث : « حنفى » .