حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )
29
هادي المضلين ( فارسى )
الْأَرْضِ شده و ختم آن به اين آيه قرار يافت : وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ و اين آيات نيز بعضى از آنها تفسير و تبيين بعض ديگر را مىنمايد ، مىفرمايد : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يعنى : خداى تعالى ظاهركنندهء آسمان و زمين است . هر بلندى و پستى - اعمّ از اينكه در آفاق باشد يا در انفس ، در عالم صورت باشد يا در عالم معنى ، در ظاهر باشد يا در باطن - خداى تعالى پديدآورنده و جلوهدهندهء اوست . مثل نور او در عالم ، مثل شعلهء چراغ است كه در فتيله گرفته باشد و آن فتيله در ميان زجاجه وضع شده ، و اين سه فقره مجتمعا به منزلهء شىء واحد است كه گويا ستارهاى است درخشنده و روشن و تابنده . تأويل و توجيه آيهء مباركه اين است كه نور الوهيت خداى تعالى لطيفهاى است كه از غلبهء لطف و صفا ، مظروف عقل شده است . به اين معنى كه مورد او عقل است و در كمون عقل قرار گرفته است و آن عقل عقل اوّل است كه عقل معاد ناميده شده . زيرا كه مطلع نور الوهيت واقع شده ، لازم و ملزوم يكديگرند ، همچنانكه شعلهء چراغ را در حجاب فتيله بايد ديد ؛ بدون فتيله ، شعله ملحوظ هيچكس نخواهد شد ؛ و اين فتيلهء عقل معاد عبارت از حقيقت نور محمّديه - صلى اللّه عليه و آله و سلم - است كه او را به اصطلاحى عرش ناميدهاند و آيهء مباركهء الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى اشاره به همين مطلب است ، و اين مشكوة « حقيقت محمّديه » - صلى اللّه عليه و آله و سلم - واقع است در حقيقت عقل ثانى كه او را عقل معاش ناميدهاند و به اصطلاحى « كرسىّ » گفتهاند و او عبارت از حقيقت نور ولايت مطلقهء علويه و اولاد آن حضرت - صلوات اللّه و سلامه عليهم