حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )

14

هادي المضلين ( فارسى )

نموده‌اند و نمىدانند كه دامن واجب از آن بلندتر است كه دست ممكن به او برسد . هرگاه به طفلى كه در شكم مادر است بگويند كه تو خالقى دارى كه تو را ايجاد كرده است ، وقتىكه از اين شكم خارج شوى ، وارد عالمى خواهى شد كه متّصف به اين صفات است ، آن طفل يقين مىكند كه در صورت صدق ، اگر وارد چنين جايى بشود ، ابتدا با خداوندى كه او را خلق كرده است ملاقات مىكند و با او طرف صحبت و گفتگو مىشود . وقتىكه تولّد يافت ، مىبيند كه عجب خيال محالى را تصوّر كرده است . از خالق غير از آثار و اسمى نيست . اين مرتبه يقين مىكند از اين عالم وقتىكه بيرون رفت ، با خداوند ملاقات و جواب و سؤال خواهد نمود . بعد از آنكه وارد آن عالم شد ، مىداند كه آن عالم در عدم ملاقات خداوند با عالم گذشته مساوى است ، خواهد گفت : زهى تصوّر باطل ، زهى خيال محال پس معتقد اين مذهب كه در آخرت به رؤيت خداوند قائل باشد ، از زمرهء مؤمنين خارج است و او را از ايمان نصيبى نيست . از شاه ولايت پناه - صلوات اللّه و سلامه عليه - پرسيدند كه خداى خود را ديده‌اى ؟ آن‌جناب فرمودند : « ما أعبد ربّا لم أره . » [ 5 ] و در اين فرمايش نكته‌اى خفىّ است كه عقول ظاهرى تاب و تحمّل نمىآورد و تحقيق اين مطلب ذكر مقدّمات چندى را متضمّن است كه حال مناسب اين مقام نيست ، در جاى خود گفته خواهد شد . و هم آن‌جناب در دعاى صباح مىفرمايد : « يا من قرب من خواطر الظنون و