السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
71
مقدمه نقض و تعليقات آن
شهريست عظيم لطيف و عجيب كه بناى آن به آجر محكم ملمع بكاشى كبود كردهاند و آن شهرى عظيم بزرگ بود كه الحال اكثر آن خرابست و من در سال ششصد و هفده از هجرت كه از خوف لشكر تتار ميگريختم چون به آنجا رسيدم ديوارهاى عمارت آنجا بر پاى ديدم و منابر به حال خود باقى بود و رونق ديوارها بواسطهء قرب عهد به خرابى بر طرف نشده بود و از يكى از عقلاى آنجا سؤال نمودم كه سبب خرابى اين شهر چه چيز بوده ؟ - گفت : سبب حقيقى ارادهء غالبهء حضرت الهى بود و سبب ضعيف ظاهرى آن بود كه در شهر رى سه طايفه ساكن بودند شافعيه كه اندك بودند ؛ و حنفيه كه از آنها بيشتر بودند ؛ و شيعه كه سواد اعظم بودند ؛ زيرا كه نصف اهل شهر شيعه بودند و اهل روستا اكثر شيعه بودند و قليلى از ايشان حنفى بودند و در ميان ايشان شافعى مذهب نبود پس اول عصبيت و نزاع ميان حنفيان و شيعيان واقع شد و حرب و قتال ميان ايشان امتداد يافت تا آخر شافعيه بر حنفيه و شيعه غالب آمدند و ايشان را بر انداختند و بعد از افناى شيعه حرب و نزاع در ميان حنفيه و شافعيه قائم شد و در جميع حروب با وجود قلت شافعيه ظفر ايشان را بود تا آخر بحسب تقدير الهى حنفيه بالكليه فانى و تباهى شدند و اين خرابيها جاى شيعيان و حنفيان است و اين يك محلهء صغير كه آبادان مانده محلهء شافعيان است و از شيعه و حنفيه كسى باقى نمانده مگر آنكه مذهب خود را پنهان دارند و اصطخرى گفته : كه شهر رى بزرگتر از اصفهانست و نيز گفته كه در مشرق زمين بعد از بغداد شهرى معمورتر از شهر رى نيست و اگر چه عرصهء نيشابور از آن بزرگتر است و گفته : كه طول و عرض رى يك فرسخ و نيم است و در خارج آن قريهها هست كه هر يك در بزرگى برابر شهريست و فتح آنجا در زمان عمر بن الخطاب بر دست عمار ياسر شد . و از جعفر بن محمد رازى منقولست كه چون مهدى عباسى در ايام خلافت منصور برى آمد شهرى را كه الحال هست بنا نهاد و برگرد آن حفر نمود خندقى و مسجد جامعى ساخت و باهتمام يكى از گماشتگان او در سال يكصد و پنجاه و هشت صورت اتمام يافت و مال و خراج رى هميشه دوازده هزار هزار درم بود تا وقتى كه مأمون از خراسان متوجه بغداد شد و چون برى رسيد اهالى آنجا از ثقل مال و خراج خود نزد او شكايت كردند مأمون دو هزار درم از ايشان تخفيف داد و منقولست از بعضى علما كه گفتهاند : كه در توراة مكتوب است كه : الرى باب من ابواب الارض و اليها متجر الخلق . و اصمعى در وصف رى گفته كه : الرى عروس الدنيا و اليه متجر الناس . و در وقتى كه عبيد اللّه زياد عليه اللعنة حكومت رى را نامزد عمر بن سعد وقاص نمود كه لشكر برداشته بقتال امام حسين ( ع ) بكربلا رود عمر در اول متردد بود در خروج و قعود و اين ابيات بر زبان راند : أ أترك ملك الرى و الرى منيتى * أم أرجع مذموما بقتل حسين و فى قتله النار التى ليس دونها * حجاب و ملك الرى قرة عينى