السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

61

مقدمه نقض و تعليقات آن

« در يك كتاب بسيار نفيس قديمى بنام « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » تأليف نصير الدين عبد الجليل قزوينى كه در حدود 556 به زبان فارسى بسيار فصيح نوشته شده و در يكى از شماره‌هاى آيندهء مجلهء يادگار بتفصيل بمعرفى آن خواهيم پرداخت مؤلف فاضل آن در ذكر نقيب شرف الدين ابو الفضل محمد بن على مرتضى رئيس - رى كه كتاب بعض مثالب النواصب را بنام او نگاشته ميگويد : قوامى رازى تخلص آن قصيده به دو كرده آنجا كه ميگويد : تا صاحب الزمان به رسيدن به كار دين * اولى ترين كسى شرف الدين مرتضى است » نظر بعشق و علاقهء آن مرحوم بكتاب « النقض » نگارنده جزوه‌هاى چاپ شده را در صورت امكان جمع‌آورى كرده ( ده فرم 20 فرم ) قبل از تمام شدن كتاب برايش تقديم ميكرد آن مرحوم نيز با يادداشتها و تصحيحات و تعليقات لازمه در حواشى آنها بنگارنده بر ميگردانيد تا براى تعليقات حاضر ذخيره شود و بعد از آنكه كتاب تمام شد يك نسخهء مجلد بحضورش كه آن موقع در روم بودند با نامهء فرستادم در جواب نگارنده اين نامه را فرستادند كه سواد آن به عين عبارت حرفا به حرف بدون هيچ‌گونه دخل و تصرفى در اينجا درج ميگردد . « رم دوم اسفند ماه 1331 دوست دانشمند معظم - چندى قبل يك جلد از كتاب نفيس النقض كه بهمت و دستيارى فضل و اطلاعات واسعهء آن صديق گرامى للّه الحمد بزيور طبع آراسته گرديده عز وصول بخشيد از صميم قلب اين توفيق جليل را به آن دانشمند ارجمند تبريك عرض ميكنم و از خداوند ميخواهم كه توفيق اتمام تعاليق و حواشى را به آن دوست محترم عطا فرمايد . در واقع ثبات قدم و شور و شوق سوزان و وسعت دامنهء اطلاعات سر كار عالى بوده است كه اين گوهر گرانبها و در ناياب را از حجاب خفا بيرون آورده و امروز در معرض استفادهء عام قرار داده است . كجاست كسى كه قدر امثال وجود معظم را كه در اين قحط سال علم و ادب انگشت شمار بلكه عديم النظيريد بداند و بيش از پيش از اين چشمهء فياض تمتع بردارد . پيش ما مثل آفتاب روشن است كه امروز از بدبختى جمهور معاصرين ما كه از شدت جهل و غفلت همان حكم همج رعاع را دارند بر اين قبيل كارها ميخندند و مباشرين آنها را تخطئه و تسفيه ميكنند ليكن آنان كه مزاجى مستقيم و مشربى صافى دارند و از حقايق و معانى لذتى جاويد مىبرند به خوبى در مىيابند كه كار سر كار در اين مرحله از زمرهء اعمال مسيحائى است و يقين دارم كه بيش از همه روان علامهء مرحوم قزوينى كه به اين كتاب تعلق خاطر عجيبى داشت و در حقيقت جلب توجه همگى ما به آن از بركت اشارهء آن مرحوم است از بعد از چاپ كتاب مزبور غرقه در شادى و اهتزاز است جزاكم اللّه من العلم خيرا . تمنى دارم عرض اخلاص مرا خدمت آقاى دكتر بيانى « 1 » تجديد فرمائيد دوست گرامى عزيز آقاى سلطان القرائى « 2 » را نيز بعرض ارادت مصدعم ارادتمند صميمى عباس اقبال »

--> ( 1 ) مراد آقاى دكتر مهدى بيانى رئيس كتابخانهء ملى است . ( 2 ) مراد فاضل محترم آقاى ميرزا جعفر سلطان القرائى است كه از علاقه‌مندان صميمى آن مرحوم و دوستان متدين نگارنده هستند .