السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

51

مقدمه نقض و تعليقات آن

و نيز شيخ عبد الجليل ( ره ) در كتاب « النقض » ضمن ذكر معاريف وزرا و ارباب قلم از گروه شيعه گفته ( ص 218 - 220 ) : « و استاد ابو منصور و برادرش ابو سعد وزيران محترم بودند از آبه و جاه و تمكين و رفعت ايشان از آفتاب ظاهرتر است و اعتقاد اهل آبه معلوم است كه الا شيعى و معتقد نباشند و گفته‌اند : ساوى باشد كه شيعى نباشد و آبى الا خود شيعى نباشد و بندار رازى در مدح اين دو برادر وزير بيست و هفت قصيدهء غراء گفته و اين ابيات مسمى او راست در حق ايشان جليل مملكت داراى گيتى * ابو منصور آن درياى مفخر بفر دولت استاد ابو سعد * بماناد اين چنين دولت معمر همايون دو برادر چون‌كه دو شير * دو خورشيد كرم دو بحر اخضر ( انتهى المقصود من كلامه ) توضيح مطلب آنكه بصراحت كلام شيخ عبد الجليل ( ره ) ابو سعد زين الملك نيز با برادرش سعد الملك مصلوب شده است و بشهادت همهء كتب تواريخ صلب محمد شاه وزيرش سعد الملك را كه برادر همين ابو سعد زين الملك است بسال پانصد هجرى ( دو سه روز قبل از فتح قلعهء دژ كوه معروف بشاه دژ ) بوده است پس روشن شد كه وزير ابو سعد آبى شيعى دو نفر بوده است يكى صاحب نثر الدر و تاريخ رى است كه وزير مجد الدوله بوده و در نيمهء اول قرن پنجم هجرى بحتف انف خود در گذشته است و ديگرى ابو سعد آبى مصلوب بسال پانصد هجرى است كه در كلام شيخ عبد الجليل ( ره ) ياد شده است « 1 » . ابن اثير در كامل ضمن ذكر قضاياى سال پانصد هجرى تحت عنوان « ذكر قتل وزير السلطان » گفته : « فى شوال من هذه السنة قبض السلطان محمد على وزيره سعد الملك أبى المحاسن و أخذ ماله و صلبه على باب اصبهان و صلب معه اربعة نفر من اعيان اصحابه و المنتمين اليه اما الوزير فنسب الى خيانة السلطان و اما الاربعة فنسبوا الى اعتقاد الباطنية » . پس معلوم مىشود كه يكى از چهار نفر مذكور در اين كلام ابن اثير همين ابو سعد برادر سعد الملك بوده است و السلام على من اتبع الهدى . 3 - چنان كه از نص عبارتى كه از اربعين مفيد نيسابورى ( ره ) بر آمد كه ابو سعد آبى ( ره ) بسال سيصد و هفتاد و هشت نقل روايت از صدوق ( ره ) مىكند يا از عبارت ثعالبى در تتمة اليتيمه بر آمد كه وى در دستگاه صاحب بن عباد متوفى بسال سيصد و هشتاد و پنج بوده و صاحب او را با دو بيتى مدح كرده است همچنين از تاريخ كتابت نسخهء عتيقهء از اصول گانه كه به خط همين وزير ابو سعد آبى بوده است برمىآيد كه وى بسال 374 نسخهء اصول مذكوره را صحيحا استنساخ نموده است ، اگر چه اين

--> ( 1 ) پس معلوم شد كه آنچه نگارنده در صفحهء 44 بعنوان پاورقى نوشته به اين عبارت « بلى ابو سعيد كنيهء برادر وى بوده است چنان كه شيخ عبد الجليل در كتاب نقض تصريح كرده است » اشتباه است .