السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
4
مقدمه نقض و تعليقات آن
مىشود پس نتيجه آن مىشود كه با آنكه آن عالم سنى كتاب خود را بسال 555 منتشر كرده بوده است ليكن بطور قطع تا بسال 559 در آن تجديد نظر و تصرف ميكرده و مطالبى بر آن مىافزوده است كه از آن جمله ذكر تاريخ فتح واقع در آن سال است ؛ هذا ما عندي و اللّه اعلم بحقيقة الحال . پس به ظن قوى بعد از سال 559 نسخهء مذكوره بدست شيخ عبد الجليل ( ره ) افتاده است و دليل ديگر بر اين امر ( علاوه بر آنچه ذكر شد ) تصريح خود شيخ عبد الجليل است در آغاز كتاب ( ص 2 نقض ) « مدتى دراز در بند و طلب آن نسخت بودم و ميسر نميشد » و آغاز علم او بتأليف و نشر كتاب مذكور در ماه ربيع الاول سال 556 بوده است ( رجوع شود بص 2 نقض ) زيرا بعيد به نظر مىآيد كه « مدتى دراز » مذكور با كمتر از سه سال منطبق شود . معرفى حدود زمان تأليف « نقض » اگر چه در هيچيك از نسخ موجوده تصريح بتاريخ ختم كتاب نقض نشده است ليكن ميتوان گفت كه تاريخ ختم آن مؤخر تر از 566 نيست زيرا در تاريخ تأليف كتاب مذكور نقيب سادات سيد بزرگوار شرف الدين ابو الفضل محمد بن على المرتضى « 1 » - رضوان اللّه عليه - بوده است بنا بر اين مصنف ( ره ) در تضاعيف كتاب خود از او نقل كلام مىكند - و گاهى نيز بعنوان « ضاعف اللّه جلاله » در حق او دعا مىكند ( رجوع شود بصفحات 3 و 48 و 230 و 437 نقض ) و اين سيد بتصريح رافعى قزوينى در تدوين بتاريخ 566 در ساوه بدرود جهان گفته است و نقيب بعد از او عز الدين يحيى پسر اوست كه منتجب - الدين ( ره ) اربعين و فهرست خود را بامر او نوشته است و با آنكه از ملاحظهء اين كتاب شيخ عبد الجليل ( ره ) بر مىآيد كه او اصرار بر اين داشته است كه اسامى همهء رجال نامى زمان خود را در اين كتاب ببرد بسيار بعيد به نظر مىآيد بلكه عادة محال است كه منصب نقابت بعز الدين يحيى رسيده باشد و با وجود اين شيخ عبد الجليل ( ره ) هيچگونه اسمى از او در اين كتاب نبرد پس معلوم مىشود كه در زمان تأليف كتاب « نقض » عز الدين يحيى رضى اللّه عنه هنوز بمنصب نقابت نرسيده بوده است تا مصنف ( ره ) نام او را نيز در كتاب خود ببرد از اين روى ميتوان حدس زد و گفت « 2 » كه كتاب نقض در ما بين سالهاى 559 - 566 تأليف شده است ؛ هذا ما عندي و اللّه أعلم بحقيقة الحال . از بيانات گذشته بدست آمد كه هدف مؤلف كتاب اول ابطال مذهب شيعه و احقاق مذهب اهل سنت بوده است ( بزعم خود ) بخلاف مؤلف كتاب النقض كه هدفش اثبات
--> ( 1 ) براى ترجمهء حال اين سيد رجوع شود بتعليقات ديوان قوامى ( ص 193 - 209 ) . ( 2 ) پوشيده نماناد كه اين استظهار مبتنى بر آنست كه منصب نقابت بعد از شرف الدين محمد ( ره ) بلافاصله بعز الدين يحيى ( ره ) رسيده باشد و اين امر را صريحا در جائى نديدهام ليكن قرائن قويهء بر آن دلالت مىكند و طالب آن قرائن بتاريخ حيات سادات آن سلسله و مخصوصا تاريخ حيات عز الدين يحيى ( ره ) مراجعه كند و ما تمام آنها را در تعليقات ديوان قوامى ذكر كردهايم فراجع ان شئت ( ص 193 - 234 ) .