السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

31

مقدمه نقض و تعليقات آن

اين مقدمهء تفسير ابو الفتوح رازى به خواهش و تقاضاى حضرت مستطاب عالى بوده و من در آن مقدمه با وجود يأس ظاهرى از وجود اين كتاب احتمال وجود آن را در يكى از كتابخانه‌هاى ايران يا عتبات داده‌ام خداوند بلطف و عنايت خود اولا حضرت مستطاب عالى را موفق باكتشاف چنين كتابى محض بطور صدفه و اتفاق و بدون اينكه در صدد اكتشاف آن باشيد فرموده است . و ثانيا حضرت مستطاب عالى را ملهم نموده است كه اين مسأله را باينجانب مرقوم داريد و مرا از وجود آن بدون اينكه بدانيد من تشنهء چندين سالهء اين آب زلال روحانى بوده و هستم ) مستحضر فرمائيد ، آيا كرامت و صفاى باطن غير از اين چيز ديگرى ميتواند باشد . . . ؟ ! بدون هيچ شك و شبهه اين تصادف فوق العاده عجيب يا فى الواقع از كرامات يكى از ما دو نفر يا هر دو بوده است يا از آن تواردات بسيار غريب نادرى است كه انسان را مدتها غرق درياى بهت و حيرت مينمايد . در هر صورت اين جانب از صميم قلب حضرت مستطاب عالى را بر اكتشاف اين كتاب عزيز الوجود نفيس دلكش كه در كمال سكونت خاطر و آرامى حال در منزل امن و امان خود در شيراز جنت طراز از اقتطاف ثمرات اين « جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » مستفيد و مستفيض ميگرديد تهنيت ميگويم و اين بيت مجنون عامرى « 1 » را بر حسب حال خود عرض ميكنم . هنيئا لارباب النعيم نعيمهم * و للعاشق المسكين ما يتجرع اين را هم عرض كنم كه پس از طبع و انتشار خاتمة الطبع تفسير ابو الفتوح رازى ملتفت شدم كه اين كتاب نقض الفضائح تا اواخر قرن سيزدهم هجرى در هند موجود بوده است زيرا كه در كتاب كشف الحجب و الاستار عن اسماء الكتب و الاسفار كه كشف الظنون مانندى است از كتب شيعه فقط و تأليف يكى از علماء شيعهء هندوستان موسوم به سيد اعجاز حسين كنتورى متوفى در سنهء 1286 است و در سنهء 1330 هجرى قمرى در كلكته چاپ شده است در باب نون گويد ( ص 586 ) : « نقض الفضائح للشيخ الجليل الواعظ نصر ( ط : نصير ) الدين عبد الجليل بن ابى - الحسين بن أبى الفضل القزوينى الرازى و قد سماه منتجب الدين بمثالب النواصب فى نقض فضائح الروافض نقض فيه هفوات بعض شياطين الرى باحسن نقض ورد كلامه بأتم رد ، و عباراته انيقة شريفة و مقالاته لطيفة نظيفة . . . اوله : هر جواهر محامد كه غواصان درياى دين به صحت دليل از قعر بحر دل بساحل زبان از لاثنائى ( ظ : آرند نثار ) حضرت واجب الوجودى الخ » . پس چنان كه ملاحظه ميفرمائيد از اينكه عبارت اول اين كتاب را كه عينا مطابق است با آنچه حضرت مستطاب عالى براى اين جانب مرقوم داشته‌ايد بدست ميدهد واضح مىشود كه اين كتاب را خود او شخصا معاينه كرده بوده است نه آنكه اسم آن كتاب را از متقدمين نقل كرده بوده پس معلوم مىشود كه نسخهء از اين كتاب الى حدود سنهء 1280

--> ( 1 ) كذا و هو ليس منه بل من الاصمعى كما فى زهر الربيع و الصدف و غيرهما .