السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
28
مقدمه نقض و تعليقات آن
ميشد فوق العاده خوشوقت شدم و البته از شخص باهوش داناى حكيمى مانند حضرت مستطاب عالى جز همين رويهء مرضيه چيز ديگرى متوقع نبود و از تجديد اشتغال با تمام مقالهء راجع بتاريخ و اصول عقايد شيعه كه در سوابق ايام در اوقات اقامت در پاريس شروع بدان فرموده بوديد حضرت مستطاب عالى را از صميم قلب تهنيت گفته توفيق اتمام اين عمل خير را براى آن وجود محترم از خداوند متعال خواهانم . پس از مژدهء سلامتى وجود مبارك چيزى كه در رقيمهء كريمه اين جانب را از هر چيز بيشتر خوشوقت و سراپاى وجود مرا غرق فرح و شادى و شعف نمود خبر خيريت اثر وجود كتاب بسيار بسيار نفيس مهم مفيد ممتع دلكش ضالهء منشودهء چندين سالهء اين حقير يعنى كتاب مستطاب جليل القدر عظيم الشأن نادر الوجود أعز از كبريت احمر « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » تأليف شيخ جليل عبد الجليل بن ابى - الحسين بن ابى الفضل قزوينى است در شيراز در كتابخانهء آقاى محمد حسين شعاع حفظه اللّه من شر كل همج رعاع و متعنا اللّه به طول بقاء وجوده النفاع كه از قرار تقرير بعضى دوستان كتابخانهء حضرت معظم له داراى بسيارى از نفايس كتب نادرهء فارسى و عربى است خداوند امثال اين اشخاص فاضل محب فضل و ادب و عشاق كتب و آثار قدماء را كه از بركات وجود آنان ثمرهء زحمات اسلاف بأعقاب و أخلاف منتقل ميگردد و از تلف شدن بالكلى نجات مىيابد زياد كناد و عمر و سعادت و مكنت اين گونه افراد خير نيك خواه نوع و حفاظ و خزان ثروت معنوى جامعه را باقصى درجات ممكنه امتداد دهاد بمنه و جوده . كتاب مزبور يعنى « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » كه از اين ببعد حبا للاختصار در طى اين عريضه هميشه از آن بكتاب « نقض الفضائح » تعبير خواهم نمود از جملهء كتب بسيار مهمهء شيعه است كه اين جانب سالهاى دراز است از وجود آن در سوابق ايام الى قرن يازدهم هجرى بتوسط قاضى نور اللّه شوشترى صاحب مجالس المؤمنين و ميرزا عبد اللّه اصفهانى معروف بافندى صاحب رياض العلماء با خبر بودم صاحب مجالس المؤمنين فصول مطول در تضاعيف كتاب خود به عين عبارت از كتاب نقض الفضائح نقل كرده است و تا آنجا كه اين جانب تتبع نمودهام 24 يا 25 مرتبه از آن مطالبى اقتباس نموده گاه بسيار مطول قريب شش هفت صفحهء بزرگ و گاه
--> قزوينى ( ره ) كه آن موقع در پاريس بوده است نوشته و نظريه و اطلاعات ايشان را در اين باب خواستار شدهاند او هم نامهء مبسوطى مشتمل برده صفحهء وزيرى پستى نوشته و بايشان كه در آن تاريخ از وزارت فرهنگ مستعفى و بر كنار بوده و در شيراز اقامت داشتهاند ارسال فرمودهاند و چون تا رسيدن نامه بشيراز جناب آقاى حكمت بوزارت كشور منصوب شده و بطهران عزيمت كرده بودهاند در پستخانه اين عنوان را « طهران ، وزارت كشور » بامداد بر عنوان اولى پاكت افزوده و نامه را بطهران فرستادهاند و ما براى اطمينان خاطر خوانندگان صفحهء اول و صفحهء آخر نامهء قزوينى ( ره ) را كه به خط شريف ايشان است با عنوان روى پاكت در دو صفحه گراور كرده و ضميمه نموديم و گمان ميكنم هر كس كه بدقت اين نامه را مورد ملاحظه قرار دهد عظمت مقام اين كتاب را خواهد فهميد و كثرت علاقهء نگارندهء نامه را نسبت به آن خواهد دانست .