السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
136
مقدمه نقض و تعليقات آن
نگارنده گويد : در غالب كتب لغت فارسى از قبيل برهان قاطع و فرهنگ انجمنآراى ناصرى و آنندراج و غيره به اين معنى تصريح شده است فراجع ان شئت ( و نص عبارت انجمن آرا اين است : « مانگ بر وزن دانگ بنون موقوف و گاف فارسى بمعنى ماه است عنصرى گفته : بگرمى بديشان يكى بانگ زد * كزان بانگ تب لرزه بر مانگ زد مانگديم نام مردى بوده و معنى تركيبى آن ماهر و مىباشد چرا كه ديم بمعنى روى است » . استدراك از جملهء مواردى كه قاضى نور اللّه - نور اللّه مرقده - از كتاب نقض استفاده كرده و بدون نسبت بشيخ عبد الجليل در مجالس المؤمنين در مجلس ثالث تحت عنوان « طايفهء دوم در ذكر غير بنى هاشم » ضمن ترجمهء حال « مقداد بن الاسود » بعد از ذكر روايتى نقل كرده اين عبارت است ( ص 84 چاپ اول - ورق 42 ) : « و از اين روايت مستفاد مىشود كه امير المؤمنين ( ع ) بعد از وفات حضرت سيد المرسلين در ساير امور خود تأسى به آن حضرت مينمود و اقتدا بوصاياى او ميفرمود و هر آزارى كه آن حضرت از قوم ديد به او نيز همان رسيد تا اگر او در مبادى حال « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ » فرمود اين نيز ترك رياست قوم بيدين نمود ، او در اوايل اشتغال بده صحابى قناعت كرد اين در عنفوان حال بسلمان و ابو ذر و دوازده صحابى اكتفا فرمود ، و اگر او بوقت عجز بغار فرار نمود اين بوقت عجز و منع در خانه به روى خود فراز كرد ، و اگر او از مكه بمدينه آمد اين از مدينه بكوفه آمد ، اگر خانهء مكهء او را كه مهبط ملك بود بقهر گرفتند باغ مدينهء اين را كه مسمى بفدك بود غصب كردند ، اگر مصطفى در اول صلح كرد مرتضى نيز در اول اصلاح نمود ، و اگر نبى دختر بعثمان داد ولى دختر بعمر فرستاد ، و اگر پيغمبر در آخر قتال كرد بقول خداى تعالى كه : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ ، حيدر نيز در آخر قتال كرد بقول رسول معلى كه : يا على انك تقاتل بعدى الناكثين و القاسطين و المارقين ، اگر آن در وقت فتح مكه در خانهء مغصوب خود نزول نفرمود اين در ايام خلافت تصرف در باغ مغصوب خود ننمود ، اگر امام صلح كرد از رسول آموخت اگر جنگ كرد از او ديد اگر اين در صفين ظفر نيافت او در حنين ظفر نيافت ، اگر او روز مكه ظفر يافت اين نيز روز حرب جمل ظفر يافت ، اگر او مواسات كرد براى مصلحت اين مماشاة نمود جهت اصلاح ، اگر او سال و ماه تير دل مشركان شد اين نيز روز و شب خار ديدهء مجبران گرديد ، و الحمد للّه الناصر لأوليائه و القاهر على اعدائه » . و نص عبارت شيخ عبد الجليل ( ره ) اين است ( ص 347 - 348 ) : « و مجبران از آن احوال بىخبرند كه على مرتضى ( ع ) بر قوم انكار ميكرد و اظهار و ابلاغ حجت ميكرد اما چون گوش بازندارند پندارم او مجرم و مخطى نباشد تا امامت