السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
131
مقدمه نقض و تعليقات آن
فان اشتغلت بهؤلا * ء فلست أغفل عن اولئك انا حائك ان لم اكن * مولى اولئك و ابن حائك اگر چه نگارنده در ذيل اين ابيات بياناتى وافى درج كرده است ( رجوع شود بص 215 - 219 ) با وجود اين بعدا مطالبى بدست آورده است كه ذكر آنها در اينجا لازم است و آنها بدين ترتيب است : اديب معروف و مورخ مشهور عتبى در تاريخ يمينى گفته : ( ص 206 نسخهء مطبوعه بسال 1300 ) : « و من اعيان رعايا السلطان بناحية طوس و ان كانت نيشابور دار قراره و معتقد ضياعه و عقاره أبو جعفر محمد بن موسى بن احمد بن محمد بن أبى القاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب رضوان اللّه تعالى عليهم أجمعين . نسب كأن عليه من شمس الضحى * نورا و من فلق الصباح عمودا » . آنگاه بعبارات فصيح و بليغ و بيانات اديبانه بترجمهء حال سيد نامبرده پرداخته و قسمتى از مدائح شعرا را در حق وى نقل كرده است چون استفاده از معانى آنها مخصوص به كسانى است كه آشنا به زبان عربى باشند بنابراين بهتر آنست كه بيانات مترجم تاريخ مزبور را در اينجا نقل كنيم پس هر كه طالب نص عبارت تاريخ يمينى باشد به آن كتاب مراجعه فرمايد ( ص 206 - 208 ) . صاحب ترجمهء تاريخ يمينى بعد از ذكر صورت نسب و شعر مذكور چنان كه گذشت گفته ( ص 280 - 282 نسخهء چاپى ) : اين سيد اگر چه مسكن در نيشابور داشت و ضياع و عقار وى در آنجا بود ليكن بطوس متوطن بود و در عهد ملوك سامان در عداد خواص حضرت و زمرهء اعيان دولت معدود و با وزراء و كتاب ايشان مجالس و معاشر و بمآثر و مفاخر و معالى و معانى ايشان متحلى شده و از حدائق جد و هزل و حقائق فضائل و فضل ريان گشته و از نخب ادب و غرر درر و لطايف نكت و بذلتهاى مستحسن و حكمتهاى مستبدع هر يك حظى وافى و نصيبى وافر حاصل كرده و آن را بر طرف لسان و نصب عين داشته و در محاضرات و محاورات بر حذاقت سخن ايراد كرده و در جملگى ديار خراسان از اشراف سادات بمكنت و يسار و كثرت عقار و قوت حال وسعت مجال و وفور ضياع و بسطت باع و استيعاب اسباب ارتفاع در گذشته و در كتاب لطائف الكتاب از مصنفات عتبى نوادر اخبار و بدايع خطب و اشعار او بعضى مسطور است و اين چند لطيفه از نظم و نثر او ثبت مىافتد تا بدان بر غزارت فضل و عذوبت الفاظ و رفعت قدر و وجاهت ذكر او استدلال افتد ( آنگاه مختصرى از نظم و نثر او نقل كرده و گفته ) و بديع همدانى در حق او هميگويد : انا فى اعتقادى للتسنن * رافضى فى ولائك و ان اشتغلت بهؤلا * ء فلست اغفل عن اولئك يا عقد منتظم النبو * ة بيت مختلف الملائك