السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
120
مقدمه نقض و تعليقات آن
قلبنا و نقبنا الملاح بأسرهم * فلم ار فيهم غيره من نقاوة أقول أرونى مثله فى حضارة * و هيهات لا فيها و لا فى بداوة آنگاه اشعار ديگرى نيز از او نقل كرده و ترجمه را خاتمه داده است . استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى در مجلهء يادگار ( سال چهارم ، شمارهء پنجم ، ص 7 - 18 ) مقالهء بسيار نفيسى تحت عنوان « ابو طاهر خاتونى و معين الملك اصم » وديعه گذاشتهاند كه خلاصهء از آن در اينجا درج ميگردد . « از بزرگان منشيان و شعراء و اصحاب دولت عهد سلاجقه نام شخصى بلقب و كنيه و نسبت وزير موفق معين الملك ابو طاهر خاتونى با نمونهء از اشعار و مختصر ترجمهء حالى از او در بعضى از كتب قديمى از قبيل تاريخ سلاجقهء عماد كاتب و راحة الصدور و جامع - التواريخ و المعجم شمس قيس و آثار البلاد زكرياى قزوينى و تذكرهء دولتشاه و غيرها ديده مىشود . از اين منابع كه ذكر آنها گذشت تنها تاريخ سلاجقهء عماد كاتب مطالبى راجع باحوال او دست ميدهد و از آنجا كه وقايع تاريخ سلاجقهء او تا حدود سالهاى 528 - 529 مبتنى بر يادداشتهاى فارسى انوشيروان بن خالد كاشانى وزير بوده است پس آنچه از اين كتاب راجع بزندگانى ابو طاهر خاتونى بدست مىآيد در حقيقت مطالبى است كه يكى از معاصرين و آشنايان و همكاران او در دستگاه سلاجقه نوشته و به همين نظر در نهايت اهميت و اعتبار است ( تا آنكه گفته ) : شغل رسمى ابو طاهر خاتونى قبل از سلطنت سلطان محمد ( 497 - 511 ) درست معلوم نيست ليكن در عهد اين پادشاه ابو طاهر مستوفى زوجهء او گوهر خاتون دختر اسماعيل بن ياقوتى بود و به همين سبب در ديوان سلطان محمد مىنشست و گويا به همين علت هم او را خاتونى ميخواندهاند . انوشيروان بن خالد در حق او چنين ميگويد : « استاد موفق ابو طاهر خاتونى از صدور دولت و اعيان مملكت و افاضل عصر و اماثل دهر بود در نظم و نثر فصاحت و ظرافت را با هم جمع داشت ، خدمت پادشاهان را بخبرت مىدانست و با بصيرت و تجربت ظاهر و باطن امور را آزموده بود و به همين حال تا آخر عمر صدرى كبير و در نمودن راه صواب مشير محسوب ميشد « 1 » . ( تا آنكه گفته ) : از همين اواخر سال 511 ببعد ديگر ذكرى از ابو طاهر خاتونى در تاريخ عماد كاتب ديده نميشود و بعيد نيست كه در همين اوقات يا اندك سالى بعد از آن فوت كرده باشد چه در قطعهء كه عماد كاتب از زبان او به عربى نقل كرده « 2 » و در دورهء گرفتارى و مصيبت خود گفته به هفتاد سالگى خويش اشاره مىكند و از اين قطعه كه گويا در حدود سال 511 سروده شده چنين برمىآيد كه وفات او مقارن 440 اتفاق افتاده بوده .
--> ( 1 ) تاريخ سلاجقهء عماد كاتب ص 105 . ( 2 ) صفحهء 108 از تاريخ او .