مير سيد محمد علوى عاملى

11

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )

حكما قايلند به اختيار واجب بر آن وجهى كه بيان كرديم و بعضى از ارباب تحقيق و تدقيق در حواشى اشارات ، كلام نصير حكما را تقويت نموده به اين كه اذعان نبوّت نبى ، گاه بود كه به الهام و حدس و غير ذلك باشد ، چه مفيد علوم و مفيض آنها حضرت حق تعالى است و آن را حاجت بر اثبات علم و قدرت بارى تعالى به هيچ وجه نيست اگر چه موقوف بر ثبوت آن در واقع باشد ، به گمان آنكه اثبات نبوّت بر آن تقدير موقوف بر ابطال مذهب حكما است ، و حال آنكه ظاهر گرديد كه مذهب حكما را منافات با اثبات نبوّت به هيچ‌وجه نيست . و مؤيد آنكه اثبات نبوّت نبى موقوف بر آن امور مذكوره است آنست كه در هنگامى كه حضرت موسى و هارون عليهما السّلام نزد فرعون آمده دعوى نبوّت نمودند ، فرعون در ابتداء حال استفسار از حال ايشان و چگونگى حال او نمود كه « فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى » پس ايشان در جواب او اثبات جميع آن امور مذكوره نموده گفتند « رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى » چه ظاهر است از اين كلام بلاغت انجام اثبات وجود علم و قدرت و ارادهء حق تعالى ، چه اوست كه هر چيزى را داده است آنچه در خور استعداد ايشان بوده ، فلا جرم موجود عالم قادر مريد خواهد بود ، خصوصا كه از جمله چيزها علم و قدرت و ارادتست فلا محاله آفرينندهء آنها متّصف به اين صفات خواهد بود ، و ازينجا ظاهر گرديد كه حسن و قبح اشياء عقلى است چنانچه مذكور خواهد شد . و امّا اين كه اصلح بر خدا واجب است ، از جهت آنست كه هدايت بندگان بمعاش و معاد نموده است كه « ثُمَّ هَدى » پس ظاهر گرديد وجوب اصلح بر حق تعالى و بعد از آنكه اثبات واجب بالذّات متّصف به اين صفات نمود و فرعون را اعتقاد اين كه خداى متّصف به اين صفات ذات اوست ، در جواب آن حضرت چنانچه در آيه ديگر واقع است گفت كه « لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ » يعنى فرعون خطاب به آن حضرت نمود كه اگر قائل بخدائى غير من بوده باشى هرآينه ترا از زندانيان