عبد الرزاق اللاهيجي

97

گوهر مراد ( فارسى )

و مناسب اين مقام است بيان رجعت و اقامت و استقامت كه سابقا مذكور شد عروض آن مر كواكب متحيّره را . و بيانش آن است كه چون حركت اعلاى تداوير متحيّره و حركت حوامل مجموع بر توالى است ، پس چون كوكب در اعلاى تدوير باشد ، به قدر مجموع حركت حامل و حركت تدوير حركت كند ، و حركت او سريع نمايد نسبت به حركات او در غير اين حال ، و كوكب را در اين حال مستقيم و اين حالت را استقامت گويند . و چون در ابعد نقاط سطح تدوير از مركز عالم كه آن را ذروهء تدوير گويند بود و لا محاله در طرف اعلاى تدوير باشد ، غايت سرعت او باشد در استقامت ، و چون به اسفل تدوير كه حركتش بر خلاف توالى است منتقل شود حركت كوكب ، به توالى بطء پيدا كند ، چه در اين حال به مقدار فضل حركت حامل به توالى بر حركت تدوير ، به خلاف توالى حركت كند . و هر چند كوكب به حضيض تدوير ؛ يعنى اقرب نقاط سطح تدوير ، به مركز عالم نزديكتر شود ، حركت به خلاف تواليش بنابر قرب به مركز عالم سريعتر باشد ، و فضل مذكور كمتر شود ، و حركت كوكب به توالى بطىءتر نمايد ، اما چون هنوز به توالى است كوكب را مستقيم گويند . تا به حدى كه حركت تدوير به خلاف توالى با حركت حامل به توالى مقاومت كند ، و كوكب چند روز چنان نمايد كه به يك جا ايستاده است ، يعنى نسبت به حركت خود كه غير حركت يومى است ، و كوكب را در اين حال مقيم گويند . و اين حال را درشت و بعد از آن حركت تدوير به خلاف توالى زياده آيد بر حركت حامل به توالى ، و كوكب به مقدار فضل حركت تدوير به خلاف توالى متحرك نمايد . و در اين حال كوكب را راجع ؛ و اين حالت را رجعت گويند . و هر چند به حضيض تدوير نزديكتر شود حركت رجعىاش سريعتر نمايد ، تا به حضيض رسد و آنجا غايت سرعت باشد در رجعت . چنان كه در ذروه غايت سرعت بود در استقامت . و چون از حضيض گذرد در رجعت بطىء شود ، تا به حدّ مقاومت