عبد الرزاق اللاهيجي
87
گوهر مراد ( فارسى )
و جميع كواكب ثوابت در او مركوز « 1 » ، و حركتش از مغرب است به مشرق ، و در هر « 2 » هفتاد سال درجهاى قطع كند ، و در بيست و پنج هزار و دويست سال دورهاى تمام كند ، و مراد از درجه يك حصه از سيصد و شصت حصّه دايره است . چه محيط هر دايره را به سيصد و شصت قسم متساوى كنند ، و هر قسمى را ، درجه نام نهند ، و هر درجه را به شصت قسم كنند ، و هر قسمى را دقيقه گويند . و همچنين هر دقيقه را به شصت ثانيه و هر ثانيه را به شصت ثالثه ؛ تا آن قدر كه حاجت افتد قسمت نمايند . و منطقهء او را منطقة البروج و فلك البروج نيز گويند ، و تقاطع كند با معدّل النهار بر دو نقطه كه آن دو نقطه را دو نقطه اعتدال گويند . و يك نصف او هميشه به طرف شمال است از معدل ، و نصف ديگر به طرف جنوب . و حركت خاصّه آفتاب بر اين منطقه است كه اصلا از او به طرفى مايل نشود و اگر چه تقاطع مقتضى آن است كه دو دائره بعد از اتّحاد در يك نقطه از هم متباعد شوند ، تا به غايت تباعد رسند ، و از آنجا ميل به تقارب كنند تا به نقطهء ديگر مقابل نقطه اوّل به هم رسند ؛ و در گذشته از هم متباعد شوند تا به غايت تباعد و باز متقارب شده در نقطه اوّل متحد شوند . امّا در تقاطع معدّل و منطقة البروج ، چون معدّل منطقه فلك اعظم ، بلكه منطقه عالم است او را اصل داشته ، استوا را به وى منسوب دارند ؛ و مايل شدن و دور شدن را به منطقة البروج نسبت دهند . و از اين جهت به حسب قرب و بعد و شمالى بودن و جنوبى بودن نسبت به معدّل امتياز تمام در اجزاء منطقة البروج به هم رسد . و چون مدار خاصه آفتاب منطقة البروج است و تأثير آفتاب اعظم تأثيرات عالم علوى ، در عالم سفلى ، پس تأثير آفتاب به حسب بودن در هر جزئى از اجزاء منطقة البروج نسبت به عالم سفلى مختلف شود . و از اين جهت : اوّلا مجموع دايرهء منطقة البروج را به حسب امتياز معتد
--> ( 1 ) الف : است . ( 2 ) ب : « هر » ندارد .