عبد الرزاق اللاهيجي

83

گوهر مراد ( فارسى )

حركات تسعه كه حركت يوميّه و حركت ثوابت و حركات كواكب سبعه سيّاره است به او تمام شود . و فلك جزئى آن بود كه به او تنها يكى از حركات تسعه تمام نشود ، بلكه چند فلك بايد كه با هم ضمّ شوند تا ضبط يكى از حركات از آنها حاصل شود « 1 » و فلك كلّى مفرد بود و مركب ، مفرد آن بود كه يك فلك تنها يكى از حركات را ضبط نمايد ، و مركب آن بود كه چند فلك با هم ملتئم شوند ، تا ضبط يكى از آن حركات نمايند . و حركات تسعه نيز بر دو گونه‌اند : بسيطه و مركبه بسيطه آن بود كه در ازمنهء متساويه مسافات متساويه قطع كند و آن را متشابهه نيز گويند ؛ و آن حركت يوميّه و حركت ثوابت باشد . و مركّبه آن بود كه نه اين چنين بود و آن را مختلفه نيز گويند ؛ و آن حركات سبعه سيّاره باشد و از اين جهت « 2 » فلك هر يك از حركتين اوليين مفرد باشد ، و فلك هر يك از حركات كواكب سياره مركب . و مجموع افلاك كليّه در مشهور نه است به عدد حركات محسوسه چه نه حركت مختلف يافته‌اند : هفت از كواكب هفتگانه و يكى از ثوابت و يكى ديگر كه مجموع كواكب در او شريكند . و به جهت هر حركت محرّكى و متحركى على حده اثبات كرده و بعضى تجويز نموده‌اند كه به جهت حركت مشتركه محركى « 3 » على حده نباشد ، بلكه نفسى متعلّق به مجموع من حيث المجموع باشد كه مبدأ حركت مشتركه « 4 » و نفسى على حده به هر يك متعلق باشد كه مبدأ حركت خاصه شود . و بنابراين تواند بود كه عدد افلاك كليه بيش از هشت نبود . و اوّل افلاك كليه بنابر مشهور به حسب ترتيب طبيعى فلك اعظم است ، و فلك الأفلاك و فلك اطلس نيز گويند و او مشتمل است بر جميع افلاك بلكه

--> ( 1 ) الف : آيد . ( 2 ) ب : است كه . ( 3 ) ب : متحرّكى . ( 4 ) الف : بود .