عبد الرزاق اللاهيجي
435
گوهر مراد ( فارسى )
بودند به حجب خمسه : اوّل قوله تعالى : وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا . دوّم : وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا سوّم : فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ « 1 » . چهارم : وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً « 2 » . پنجم : فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ « 3 » . يهودى گفت : ابراهيم مبهوت گردانيد و ملزم ساخت كافر را ، به برهان نبوت ، حضرت فرمود : كه پيغمبر ما ملزم ساخت ، منكر بعث را كه أبيّ بن خلف الجمحي بود در وقتى كه استخوان پوسيده در دست داشت ، و گفت : « يا محمّد من يحيي العظام و هي رميم » فقال : يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ « 4 » فانصرف مبهوتا . يهودى گفت : ابراهيم بتهاى قوم را شكست كه امير فرمود : پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله و سلم از خانه كعبه سيصد و شصت بت به زير انداخته ؛ بشكست . و در جزيره عرب هيچ بت نگذاشت و بتپرستان را به شمشير بر انداخت . يهودى گفت : ابراهيم فرزند خود را در راه خداى تعالى در معرض قربان در آورد . امير فرمود : پيغمبر ما مصيبتى از آن عظيمتر كشيد چه فرزند ابراهيم نجات يافت و عمّ پيغمبر ما اسد اللّه و اسد رسول اللّه حمزهء سيد الشهدا را در برابر آن حضرت « 5 » در راه خداى تعالى شهيد ساخته ، مثله كردند و صبر نمود « 6 » و اظهار تحسّر نفرمود ؛ « 7 » و گفت اگر نه آن بودى ، كه صفيّه محزون مىشد ، مىگذاشتم حمزه را در دامن احد « 8 » ، « حتى يحشر من بطون السّباع و حواصل الطّير » . يهودى گفت : ابراهيم را قوم در آتش افكندند « 9 » و او صبر كرد و آتش بر او
--> ( 1 ) يس 36 / 9 . ( 2 ) الإسراء 17 / 45 . ( 3 ) يس 36 / 8 . ( 4 ) همان سوره / 79 . ( 5 ) ج : سرور . ( 6 ) الف : فرمود . ( 7 ) الف : ننمود . ( 8 ) الف : كوه . ( 9 ) الف : انداختند .