عبد الرزاق اللاهيجي

413

گوهر مراد ( فارسى )

اصول توحيد و ترغيب نمودن به تحصيل معارف الهيّه و معالم حقيقيّه و به تطهير و تزكيه نفوس ناطقه از ادناس بشريّه و عوايق طبيعيّه ، كما قال عزّ من قائل : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ « 1 » يعنى برانگيخت در ميان اهل مكّه رسولى از ايشان تا بخواند و بياموزد به ايشان آيات كتاب الهى را و تعليم كند به ايشان طريق « 2 » تزكيه و تطهير نفوس ناطقه را به حكمت و آداب سنّت كه مشتمل است كتاب الهى بر آن ؛ و به تحقيق كه ايشان پيش از بعثت اين رسول كه زمان جاهليّت عبارت از آن است ، بودند در ضلالتى به غايت ظاهر ؛ چه جميع ناس در زمان جاهليت يا عابد اصنام بودند چنان كه غير ارباب ملل و يا صاحب تحريف و تبديع مؤدّى به اشتراك و ارتداد در دين چنان كه اهل ملل از يهود و نصارا . و بالجمله جميع امور شرايع راجع است به اين فايده . و پوشيده نيست كه اهمّ غرضين و اتم فائدتين ، فايدهء ثانيه است كه غايت وجود نوع انسان كه افضل كائنات است اوست ، و فايده اولى بالحقيقه خادم فائدهء ثانيه است . پس هر شريعتى واجب الاشتمال است بر دو گونه امور : يكى امور متعلقه به اصول توحيد و تحصيل معارف كه غايت حكمت نظرى است ، و ديگرى امور متعلّقه به تهذيب اخلاق و رعايت قوانين سياسيّه كه غايت حكمت عملى است . و قسم اوّل از اين دو گونه امور مشترك است ميان جميع شرايع و نسخ و تبديل را در آن راهى نتواند بود ؛ و قسم دوّم لا محاله مختلف شود به حسب اختلاف اوقات و اشخاص ؛ و لهذا جميع شرايع در اصول توحيد و معارف متفقند و در خصوص عبادات و آداب و عادات و فروع قوانين سنن و سياسات مختلف . و اين قسم دوّم به نحوى كه انتفاع به آن عامّ و شايع تواند شد بين الناس ، محتاج است به دو چيز :

--> ( 1 ) الجمعة 62 / 2 . ( 2 ) ب ، ج : طريقه .