عبد الرزاق اللاهيجي

407

گوهر مراد ( فارسى )

طاهرين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - ناطق است بر آن به نحوى كه قابل تأويل نيست ؛ اگر چه بعضى از علماى ما - رضوان اللّه عليهم - بنابر عدم تفطّن به وجه تحقيق آن و يا بنابر صعوبت تقرير آن به نوعى كه رفع تشكيك و تشنيع مخالفين تواند كرد تجشّم تأويل و بعضى ديگر انكار آن نموده‌اند . و علماى مخالفين ، سيّما امام « 1 » فخر رازى ، در بعضى از كتب خود مبالغهء عظيم در تشنيع اماميّه در انتساب به قول به بدا كرده و نسبت اختلاف به ايشان در اسناد اين قول به ائمه طاهرين داده ؛ « 2 » و ما به فضل اللّه و كرمه به آنچه تمهيد كرديم طريق تفصّى از اين تشنيع را كه مبتنى « 3 » بر سوء فهم مرام و قلّت تأمّل و تدبّر در اين مقام است ظاهر ساختيم ، به نحوى كه اگر اكتفا به همين كرده آيد هرآينه محقّق فطن را كافى باشد لكن به جهت زيادتى استظهار ، اوّل اثبات وجود بداء كرده بعد از آن بيان كيفيّت وقوع آن نماييم . پس گوييم : اگر در عالم دعائى مستجاب تواند شد واجب است قول به بدا ؛ چه مراد از اجابت نيست مگر ترتّب وجود مطلوب داعى بر دعاى وى به نحوى كه اگر دعا نمىبود موجود نمىشد ، بنابر آنكه اسباب به نحوى نيست كه متأدّى به وجود او تواند شد ، و عدم ترتّب « 4 » اسباب به نحو مذكور نيست مگر بنابر عدم داعى بر وجود آن مطلوب و به سبب دعاى داعى متحقق شود . و مراد از بدا در اين مقام نيست مگر ظهور داعى بر فعلى كه اسباب متأدّيه به وجود او متحقق نباشد . ليكن امكان اجابت دعا از ضروريات دين است ، پس وجود بدا ثابت باشد .

--> ( 1 ) الف : « امام » ندارد . ( 2 ) بحار الأنوار 4 / 123 ، مرحوم علّامه مجلسى - قدّس سرّه - مطلب فوق را از كتاب « محصّل » فخرى رازى نقل كرده است . ( 3 ) ب : مبنى . ( 4 ) ب ، ج : ترتيب .