عبد الرزاق اللاهيجي
403
گوهر مراد ( فارسى )
بعدي » . « 1 » و مراد از نصّ آن است كه قطعى الدلاله باشد بر معنى مراد . مانند لفظ ارض و ماء . و اما اگر ظاهر الدلاله باشد يعنى احتمال غير معنى مراد نيز داشته باشد اما بر سبيل مرجوحيّت ، مانند : سما ؛ چه اطلاقش بر سحاب نيز و بر سقف نيز مىكنند . پس اگر مشتمل بر طلب يا ترك باشد از مكلّفين ، قطعى تواند بود بضم مقدمه خارجيّه . چه طلب كردن حكيم به خطاب چيزى را كه خلاف ظاهر از خطاب باشد ، قبيح است عقلا . و اگر مشتمل نباشد بر طلب يا ترك ، قطعى نتواند بود . مثل وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً ، « 2 » چه مىتواند بود كه مراد از « سماء » معنى ظاهرى باشد و مراد از « انزال » خلاف ظاهر ، اعنى تقدير اسباب نزول و يا مراد از « انزال » معنى ظاهر باشد ، و از « سماء » خلاف ظاهر ، أي من السحاب . و از اين مقوله است اكثر تمثيلات واقعهء در قرآن مجيد ، و تواتر ، از ادلّه قطعيّه عقليّه است نه سمعيّه ؛ بلكه طريق ثبوت ادلّه سمعيّه است و معنى تواتر دانسته شد .
--> ( 1 ) بحار الأنوار 37 / 254 و الغدير 7 / 176 . ( 2 ) لقمان 31 / 10 .