عبد الرزاق اللاهيجي

376

گوهر مراد ( فارسى )

و فايدهء جهاد تقويت دين و بسطت بلاد است ، مع فوايد اخرى . و فايدهء حج آن است كه هرگاه تصور كرده شود موضعى از بلاد كه اصلح و اوفق است براى عبادت خداى تعالى ، و آن موضعى است خاصّهء خداى تعالى و بيتى است مخصوص به وى ، و مهاجرت و مسافرت به سوى آن موضع مهاجرتى است به سوى خداى تعالى ، هرآينه از اين معانى و نيّات اثرى عظيم در نفس به هم رسد و به منزله آن باشد « 1 » كه نفس از بدن مهياى قطع علاقه بدنى شود و متوجّه عالم حقيقى خود و عالم الهى گردد . و صيام اگر چه امرى است عدمى ، اما تحريك عظيم كند مر نفس را . و صلاة خود افضل عبادات است ، چه افضل عبادات عبادتى است كه فرض كند مباشر آن خود را كه به آن عبادت مخاطبه با خداى تعالى مىكند و مناجات با او مىنمايد و فرض كند خود را كه در پيش خداى تعالى ايستاده است و حاضر شده نزد او ، پس با خود در پيش خداى تعالى مراعات كند هر چه در پيش ملوك عادت به مراعات مثل آن جارى شده از خضوع و خشوع و غضّ بصر و قبض اطراف و ترك التفات و اضطراب ، و هذه هي الصلاة . پس بايد كه واجب كند بر مصلّى ، احوالى كه به آن مستعدّ توّجه به صلاة شود ، مثل آن احوالى كه در وقت ملاقات ملوك جارى شده عادت به رعايت آن « من الطهارة و التنظيف . . . ؛ و كذلك يسنّ في كلّ وقت من أوقات العبادة آدابا و رسوما محمودة و انتفاع « 2 » از اين عبادات بر دو گونه است : « احدهما رسوخ ذكر اللّه و المعاد في أنفسهم . فيدوم لهم التشبّث بالسّنن و الشرايع به سبب ذلك » ، و اين منفعتى است كه معظم آن راجع است به نظام امور معاش . و قسم دوم از انتفاع ، تنزيه نفس است به سبب ارتياض به اين عبادات از اكتساب هيأت بدنيّه كه مضادّ اسباب سعادات است . و اين منفعتى است راجع به صلاح معاد ، « و هذا التنزيه يحصل باخلاق و ملكات يكتسب

--> ( 1 ) ب : « باشد » . ( 2 ) الشفاء ، الهيات 559 .