عبد الرزاق اللاهيجي
37
گوهر مراد ( فارسى )
و اصطلاح اهل تصوف نيز مطابق آن ، و مرتبهء برزخيّت كه توسّط بين العالمين است وى را ثابت ، و حكم عالم حسّى ، بنابر غلبهء طبيعت بر او غالب ، هرآينه از زنگ عوارض طبع منجلى گشته و از كدورات حسيّه ، متخلّى شده ، به صور حقايق اشياء كه متاع تصوّر مفهومات آن از طريق استدلال كسب شود ، سفر راه ظاهرى و سرمايه تجارت روز بازار سير باطنى بود متجلّى گردد و صورت هر يك از آن حقايق ، آيينهء جمال با كمال كامل حقيقى گرديده ، خوض لجّه وصول به عرف عرفا كه ارتواى كوثر ، در عرف شرع عبارت از آن است روى دهد ؛ و مايدهء سعادت حقيقى در اصطلاح حكمت كه آيهء : ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ « 1 » و حديث « ما لا عين رأت و لا اذن سمعت » « 2 » ترجمهء آن است گسترده شود ، و تطابق اصطلاحات اهل شريعت و ارباب حقيقت در اين معانى نيز به ظهور پيوندد . و چون روشن شد كه راه خدا بر دو قسم است : راه ظاهر و راه باطن . و راه ظاهر راهى است كه عقل را كار افتاده كه به سعى خود آن را پيدا كرده [ و ] سلوك در آن نمايد ، و راه باطن راهى است كه خداى تعالى نمايندهء آن است و انبياء را به هدايت آن فرستاده ؛ و يافتن آن راه ، چنان كه شرط يافتن آن است و سلوك آن به نوعى كه به منزل حقيقى رساند ، موقوف است بر يافتن راه ظاهر و سلوك آن بر نهجى كه شرط سلوك آن است ؛ پس بناء على هذا ، غرض ما در اين رساله منحصر در بيان كيفيّت سلوك راه ظاهر است و تحرير و تقرير ادلّهء عقليه به طريقى كه هر صاحب شعورى كه مؤيّد به استقامت طبع نيز باشد ، بىزحمت وقوف به اصطلاحات علماء ، تحصيل اطمينانى عظيم ، بر اصول معارف تواند نمود و از ربقهء تقليد بيرون تواند آمد .
--> ( 1 ) سورهء السجدة / 17 . ( 2 ) عوالى اللئالى : الجزء 4 ، ص 101 ، ح 148 . البحار : الجزء 8 ، ص 92 .