عبد الرزاق اللاهيجي

368

گوهر مراد ( فارسى )

فصل ششم از باب دوّم از مقالهء سوّم در بيان آنكه غايت مراتب انسان در كمال مرتبهء نبوّت است بدان كه هيچ كمالى مر انسان را بالاتر از كمال نبوّت نيست . و دليل بر اين آن است كه استكمال انسان ، چنان كه دانسته شد ، به حسب دو قوه است : نظرى و عملى ، و هر كدام منشعب شوند به قوا . متعدّده ، و رئيس قواى نظريّه ؛ قوهء عقلى است و ساير قواى ادراكيّه همه خادم او ؛ و رئيس قواى عمليّه قوهء فاعلى است و ساير قواى عمليّه خدم و عملهء او و كمال قوهء عقلى در دو چيز است : يكى حصول جميع معقولات يا اكثر معقولات او را بالفعل ، سيما بلا تعلّم بشرى ، و ديگرى تسخير ساير قوا به حيثيتى كه منقاد او باشند و مخالفت او نكنند و كمال قوهء فاعلى نيز در دو چيز است : يكى قوهء تأثير ، به مرتبه‌اى كه تأثيرش محتاج به آلات و اسباب طبيعيّه نباشد ؛ و دوّم انقياد « 1 » و اطاعت ساير قواى عمليّه مر « 2 » او را . پس كمال قوه نظريّه به كلا جزئيه ، بر وجه أتم منوط است به دو خاصيّت اوّل از خواص ثلاثه مذكوره ؛ و كمال قوة عمليّه به احد جزئيه ، كه قوه تأثير باشد ، منوط است به خاصيت ثالثه . از

--> ( 1 ) ب ، ج : انقهار . ( 2 ) ب : « مر » ندارد .