عبد الرزاق اللاهيجي

363

گوهر مراد ( فارسى )

مرتبهء چهارم : سير من اللّه إلى الخلق ، و آن بازگشتن است به عالم وجود امكان بعد از تحقّق به حقيقت وجوبيّه ، به حمل اوامر و نواهى الهيّه ، و قوانين و سنن ناموسيّه ، به جهت هدايت لب تشنگان باديهء امكانى ، به سر چشمهء حيات جاودانى و رد نمودن پراكندگى وادى كثرت اعتبارى ، به جمعيت وحدت حقيقى ، كه غايت اصلى ، و غرض حقيقى ، از بعثت انبياء و رسل ، به غير از اين نيست . و شك نيست كه اين اسفار اربعه ؛ مترتب است بعضى بر بعضى و مراد از نبىّ ، مسافر سفر چهارم است ، بعد از تحقّق به اسفار ثلاثهء سابقه . و لا بدّ است از وجود مسافرى « 1 » چنين ، تا سالارى قافله سلوك از عالم امكان به شهرستان وجوب تواند كرد ؛ و سالار اين مسافر قائد توفيقى است كه رفيق هر سالكى ، بنابر عدم مناسبت نتواند شد . پوشيده نماند كه اشتمال طريقهء مذكوره از حضرت ابى عبد اللّه - عليه السلام - بر طريقهء حكما و متكلّمين به غايت ظاهر است . اما اشتمالش بر طريقهء صوفيّه خالى از خفائى « 2 » نيست ، و آن نيز ظاهر شود از تأمّل في قوله - عليه السلام - مؤيدين عند الحكيم العليم بالحكمة » . چه لفظ « عند » اشاره تواند بود به سفر دوّم و سوّم كه « في اللّه و مع اللّه » است و اين هر دو موقوفند ، بر سفر اول كه إلى اللّه است و لفظ مبعوثين كه مذكور است قبل از اين كلام ، بلكه لفظ « رسول » بلكه معنى رسالت و نبوّت ، مشعر است بر سفر چهارم كما لا يخفى .

--> ( 1 ) ب : مسافر . ( 2 ) الف : صفايى .