عبد الرزاق اللاهيجي

358

گوهر مراد ( فارسى )

فصل دوّم از باب دوّم از مقالهء سوم در وجوب بعثت انبياء به طريقهء متكلّمين بدان كه اشاعره را راهى به اثبات نبوت به طريق عقل نيست ، بلكه طريقهء ايشان منحصر است در سمع و تصديق نبوّت به مشاهدهء معجزه ؛ لهذا كار بر ايشان به غايت مشكل شده ؛ چه به طريق « 1 » ايشان لازم آيد الزام انبياء ، بنابر آنكه چون قائل به حكم عقل نيستند و هيچ چيز را عقلا واجب ندانند ، پس نظر در معجزه واجب نشود مگر از راه سمع ، و سمع كه موقوف بر نبوت است ثابت نشود مگر از نظر در معجزه ؛ پس امّت را رسد كه امتناع كنند از نظر در معجزه ، و گويند تا نظر بر من واجب نشود ، نظر نكنم ، و تا نظر نكنم ، واجب نشود بر من قبول قول تو ، و تصديق نبوت تو ، پس نبىّ را طريقى نباشد ، به اثبات نبوت خود و ملزم گردد . اما « 2 » معتزله چون نظر را واجب عقلى دانند ، بنابر آنكه دفع خوف از نفس بالضّروره واجب باشد عقلا ، و اهمال نظر در معجزه موجب خوف است لا محاله ، بنابر آنكه قول مدّعى معجزه ، محتمل الصّدق است و بر تقدير صدق و عدم اتباع ضرر عايد ؛ پس بنابر وجوب دفع ضرر متوقع ، امتناع از نظر در

--> ( 1 ) ب : به طريق . ( 2 ) الف : و امّا ، ب : « امّا » ندارد .