عبد الرزاق اللاهيجي

357

گوهر مراد ( فارسى )

تواند كرد ، آن است كه . زنديقى از آن حضرت از اثبات نبوّت پرسيد . آن حضرت فرمود كه : چون ثابت شد به دلايل عقليه وجود صانعى حكيم مر مخلوقات را ، كه منزّه است از مشاهده و مكالمهء خلق مر او را ، پس ثابت شد كه او را رسولان باشند به سوى خلق ، كه تعبير كنند از او به خلق اوامر و نواهى او را بنابر آنكه او حكيم است و نشايد كه خلق را ضايع و مهمل گذارد و اوامر و نواهى كه مشتمل بر مصالح و منافع خلق باشد از او صادر نگردد . و آن رسولان اگر چه ناچار از خلقند ، ليكن برگزيدگان‌اند از خلق ، كه مشابهتى با خلق جز به خلقت و تركيب ندارند ، و پرورش و ادب يافتگانند به حكمت نزد خداى تعالى ، و ايشان واسطه باشند ميان خدا و خلق پس فرمود : « ثمّ ثبت ذلك في كلّ دهر و زمان » و اين اشاره است به وجوب وجود امامى در هر زمان كه خالى از وجود نبى باشد ؛ و به اينكه واجب است بودن ائمّه مانند انبيا در عصمت و طهارت و عدم مناسبت با رعيت ، مگر در تركيب و خلقت . و بالجمله واجب است بودن پيغمبرى يا امامى در هر زمان تا حجّت خداى تعالى باشد بر خلق ، و با او باشد علمى كه دلالت كند بر صدق مقالتش و جواز عدالتش . و « 1 » ببايد دانست كه اين كلام شريف با اين وجازت ، مشتمل است بر خلاصهء افكار و انظار حكماى سابقين و علماء لاحقين ، بلكه اشاره است به حقايقى كه غايت فكر و نظر اكثر متكلمين به آن نرسيده . و اگر فلاسفهء اقدمين را استماع اين كلام مقدّس ممكن مىشد ، هرآينه اقرار مىنمودند به معجز بودن اين كلام قدسى نظام - كه جان تشنه داند قيمت آب . و ما طرق ساير علماء از متكلمين و حكما و صوفيّه را در فصول آتيه ذكر كنيم ، تا في الجمله ظاهر شود اشتمال طريقهء مذكوره بر جميع آن طرق ، مع اختلاف مآخذها و تباين مشارب أهلها و أربابها .

--> ( 1 ) ب : « و » ندارد .