عبد الرزاق اللاهيجي

348

گوهر مراد ( فارسى )

فصل سوّم از باب اوّل از مقالهء سوّم در بيان معنى وجوب على اللّه و وجوب من اللّه بدان كه قائلين به حسن و قبح عقلى بسيار باشد كه اطلاق وجوب على اللّه كنند و گويند فلان فعل واجب است بر خداى تعالى . و مخالفين تشنيع كنند و استبعاد كنند كه « 1 » بر خداى تعالى فعلى واجب تواند بود ، و گويند اينان عقل خود را حاكم سازند بر خداى تعالى و اجراى حكم بر او نمايند . و گويند كه بر خداى تعالى چيزى واجب نتواند بود و اگر فعلى از افعال از او صادر نشود ، و يا هر چه تصور كنى از او صادر شود ، خداى تعالى مستحقّ مذمّت نشود و تصوّر استحقاق ذم نسبت به او نتوان كرد . و جميع اين تشنيعات از قلّت تدبّر ناشى شود ؛ چه مراد قوم از حكم عقل به وجوب فعلى بر خداى تعالى آن است كه فعلى را كه اگر از مخلوق با وجود نقص مخلوق صادر نشود و اخلال به آن فعل واقع شود آن مخلوق مستحقّ مذّمت شود ، و خداى تعالى هرآينه خود « 2 » ذمّ و عقاب آن مخلوق به

--> ( 1 ) ب : چگونه . ( 2 ) ج : « خود » ندارد .