عبد الرزاق اللاهيجي

339

گوهر مراد ( فارسى )

و پوشيده نماند كه اگر مراد از جسمانى غير نفسانى باشد ، منافات خواهد داشت با ذو نطق عقلى ، مگر اينكه مراد از نفسانى نفوس مجرّده فلكيّه باشد و مراد از جسمانى نفوس منطبعه فلكيّه ؛ و چون نفس « 1 » منطبعه نيز به اين اعتبار ذو نطق عقلى باشد ، و در الهيات شفا گفته : كه « 2 » وجود چون وجود صادر شود از واجب الوجود هر مرتبهء دوّم آن ، انقص از مرتبه سابق است ؛ پس اعلاى طبقات موجودات امكانى ملائكه روحانيّه است ، كه حكما آن را عقول خوانند . و بعد از آن مرتبهء ملائكه است كه حكما آن را نفوس مجرّدهء فلكيّه گويند ، و اين نفوس فلكيّه ملائكه ، عمله‌اند ، يعنى كاركنانند در اين عالم ؛ چه حدوث حوادث در عالم كائنات به واسطه تأثير ايشان باشد « 3 » . و پوشيده نماند كه مراد از ملائكهء عمله تواند بود كه اعمّ باشد از نفوس مجرّده ، و منطبعه و مطلق ملائكه بر سه گونه باشند ، و موافق باشند « 4 » با آنچه در رسالهء حدود گفته « 5 » به توجيهى كه كرده شد .

--> ( 1 ) ج : « نفس » ندارد . ( 2 ) الف ، ب : « كه » ندارد . ( 3 ) الشفاء ، الهيات / 532 . ( 4 ) ب : باشند . ( 5 ) ب : است .