عبد الرزاق اللاهيجي

336

گوهر مراد ( فارسى )

فصل پانزدهم از باب سوّم از مقالهء دوّم در بيان حقيقت ملك و جنّ و شياطين مذهب متكلّمين آن است كه ملائك و جنّ و شياطين نيستند مگر اجسام لطيفه كه حيات عرضى دارند ، و قادرند كه به شكلهاى مختلف برآيند و لهذا گاهى مرئى شوند و گاهى « 1 » نشوند ، و چون مرئى شوند به صور و اشكال مختلف مرئى شوند ، چنان كه امام فخر رازى در كتاب « محصّل » گفته : « قال المتكلّمون انّها ، أي الملائكة و الجنّ و الشياطين اجسام لطيفة قادرة على التّشكل بأشكال مختلفة » « 2 » و خواجه - قدس سرّه - در نقد محصّل آورده كه معتزله ، بر آنند كه ملائكه و جنّ و شياطين حقايق مختلف نيستند بلكه همگى حقيقت واحدند و تفاوت ميان ايشان نيست ، مگر به عوارض و افعال ، پس آنان كه از آن حقيقت واحده نكنند و نخواهند مگر خيرات ، ملائكه باشند ، و آنان كه صادر نشود از ايشان مگر شرور ، شياطين ؛ و آنان كه گاه مرتكب خير و گاه مرتكب شرّ باشند ، جن ؛ « و لذلك عدّ ابليس تارة في الملائكة و تارة في الجنّ » . « 3 »

--> ( 1 ) ب : مرئى . ( 2 ) محصّل افكار المتقدّمين ، ص 202 ط الأولى 1404 ، 1984 م . ( 3 ) تلخيص المحصل معروف به نقد المحصل 230 ط دانشگاه تهران 1359 .