عبد الرزاق اللاهيجي
332
گوهر مراد ( فارسى )
پس اطلاع حاصل شود مر ايشان را بر ضماير ارباب دعوات و حاجات ذوى الحاجات و تصور مقاصد و مطالب ايشان كنند . و چون افلاك از سلسله مبادى و عللند و تصوّرات علل ، مبدأ وجود معلولات در خارج ، پس اگر مقصود داعى را خير و مصلحت دانند ، و منافى مصلحتى ديگر نباشد ، و اسباب امرى كه منافى يا مضادّ او باشد مقدّم يا اقوى نباشد از تصوّر مذكور ، هرآينه متصور ايشان كه مقصود داعى است به حصول پيوندد و در خارج موجود شود و سبب اجابت دعا گردد . و اگر وجودش مصلحت نباشد و يا سبب مضادّ و منافى او اقدم يا اقوى بود سبب رد دعا گردد . و چون وجود جميع موجودات فايض از واجب الوجود است پس فى الحقيقه مجيب دعوات نباشد مگر خداى تعالى و نفوس فلكيّه چون ساير اسباب وسائط باشند و بس . و از آنچه گفتيم انفعال مبادى اعنى نفوس فلكيّه از معلولات ، اعنى امور واقعه در تحت لازم نيايد ، چه اين اسباب نيز ، اعنى دعاى داعى و مانند آن ، منبعث از جانب سماويات باشد بنابر آنكه جميع امور حادثه در اين عالم حتّى ارادات ما و دواعى ما مستندند به ما فوق اين عالم ؛ و چون امر مذكور ، اعنى مطلوب داعى ، به سبب تصوّر نفوس فلكيه موجود شده و تصوّر را « 1 » سبب دعا و تضرع داعى گرديده ؛ لهذا وجود آن امر از نفوس فلكيّه به مشاركت امور ارضيّه باشد . و همچنين است حال در صدقات و نذور و قرابين و امر استسقا و ساير امور خارقه از معجزات انبيا و كرامات اوليا . و شيخ در شفا گفته : از اينجاست كه واجب است « 2 » خوف مكافات بر شر ، و توقّع مكافات بر خير ، « فإنّ في ثبوت حقيقة ذلك مزجرة عن الشرّ « 3 » » . و امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - مىفرموده : « لا تبدين عن واضحة و قد عملت
--> ( 1 ) ب : او . ( 2 ) ب : « كه واجب است » ندارد . ( 3 ) الشفاء ، الهيات ص 544 .