عبد الرزاق اللاهيجي

306

گوهر مراد ( فارسى )

به حدوثى كه مرادست ؛ در اين مقام ، اگر چه حادث باشد به حدوثى كه مراد است در مسأله حدوث و قدم عالم ؛ و آن حركت فلك است . پس علت و سبب حدوث حوادث ، حركت فلك باشد و به « 1 » سبب حركت فلك تواند بود كه حادث ، « 2 » معلول واجب الوجود قديم واقع شود و جميع حوادث مرتبط به قديم شوند و تخلف معلول از علت تامه لازم نيايد . و ببايد دانست كه حركت فلك گاهى علت محدثه و موجب تخصيص حدوث حادث به وقت معيّن تواند بود كه حادث را مادّه ؛ يا موضوعى باشد كه استعداد « 3 » وى مر حدوث حوادث را به تدريج به سبب حركات و اوضاع سماويّات تمام شود . و چون استعداد مادّه يا موضوع « 4 » تمام شد ، فيضان وجود آن حادث بر آن مادّه يا موضوع ، از مفيد وجود واجب گردد ، پس تمام شدن استعداد و قابليت ، علت قريبه تخصّص « 5 » وجود حادث است به وقت حدوث و حركات و اوضاع علت بعيدهء آن . پس حادث همچنانكه وجود حادث مسبوق است به وجود حركات و اوضاع مسبوق است به وجود مادّه ، يا موضوع نيز . و اين است معنى قول حكما كه هر حادث مسبوق است به مادّه و مدّت ؛ چه مراد از مدّت ، زمان است كه مقدار حركت فلك است ؛ و مراد از مادّه ، اعمّ است از مادّه « 6 » به معنى هيولا و از موضوع .

--> ( 1 ) الف : « به » ندارد . ( 2 ) الف : حادثى . ( 3 ) الف : استعدادى . ( 4 ) ب : موضوعى . ( 5 ) ب : تخصيص . ( 6 ) ب : « از مادّه به معنى » ندارد .