عبد الرزاق اللاهيجي

278

گوهر مراد ( فارسى )

فصل اوّل در بيان معنى لفظ فعل و ساير الفاظى كه به معنى فعل اطلاق كرده شوند يا بر سبيل ترادف و يا اعميّت و يا اخصيّت ، مانند لفظ ايجاد و تكوين و صنع و خلق و جعل و ابداع و اختراع سابقا معلوم شد حاجت ممكن در ترجّح وجود به علّتى و ثابت شد وجوب استناد كافّهء علل به علّتى واجب الوجود ، پس جميع موجودات ممكنه ، معلول واجب الوجود باشند ، خواه به واسطه و خواه بىواسطه . و دانسته شد كه عليّت وجود به معنى افاده وجود است و مراد از ايجاد نيست مگر افاده وجود و مرادف اوست تكوين ؛ چه كون ، به معنى وجود است و وجود مفاد ، اعمّ است از اين كه مسبوق باشد به عدم زمانى يا به عدم ذاتى . پس علّت و مكوّن و موجد جميع موجودات واجب الوجود باشد و همهء موجودات معلول و مكوّن و موجد « 1 » وى ، خواه قديم زمانى باشند ، و خواه حادث زمانى . اما فعل و صنع و خلق ، نزد متكلّمين مخصوص است به افاده وجود مسبوق به عدم زمانى ، پس اگر ممكن ، قديم تواند بود ، ايجاد او را فعل و صنع و خلق نگويند . و حكما در مفهوم الفاظ ثلاثه ، سبق عدم زمانى را معتبر

--> ( 1 ) ب : موجود .